Machine transcription
( ٢٠٦ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
و هم چند چتر سنگهه از محاربه منع کرده اصرار بر تقاعدش نمود سردار محمد اکرم خان بکوش قبول جا نداده رو
بمقاتله نهاد و در روز بیست و یکم فبروری سنه ١٨٤٩ هزار و هشتصد و چهل و نه میلادی مطابق اوائل سال ١٢٦٥ هزار و دویست
و شصت و پنج هجری باتفاق سکهان با انگلیسان در او غانه خون بسیار در معرکه کار زار ریخت و کشش و کوشش بسیار
کرده آخر الامر از بی ثباتی همراهان و یردانی پشت بدشمن داده رو بهزیمت نهاد و از مغلوب شدن سردار محمد اکرم
خان و یردائش لشکر سکهان را نیز شکست روی داد و انگلیسان فتح حاصل کرده بمراد دل واصل شدند و چتر
سنگهه باشیرسنگهه در راولپندی حلقه اطاعت انگلیس را بگوش قبول نهادند و تمامی محالات و ولایات محکومه
رؤسای سکهه را قطعا متصرف شدند و از انروز تاکنون بهمانجا بحکومت پنجاب و پشاور و غیره پرداخته کسی بتعرض
حال دولت انگلیس نگشت و امیر کبیر زمام مهام مملکت را بدست دولت مزبور مشاهده کرده بی آنکه چیزی
بگوید یا طریق مجادله با دولت موصوف بپوید از اتک در شاه دره لاهور رفته سردار سلطان محمد خان
و سردار پیر محمد خان و سردار سعید محمد خان برادرانش را با فرزندان را و عیال و اطفال ایشان از انجا برداشته
راه مراجعت جانب کابل بر گرفت و چون وارد جلال آباد شد باندیثه اینکه مبادا انگلیسان امدادش را نسبت
بسکهان بهانه ساخته متعاقباً داخل مملکت افغانستان شوند درنك فرمود و پس از چندیکه خذمه الو جانب انگلیسان
رخ نمود باطمینان خاطر از جلال آباد حرکت کرده تشریف فرمای کابل شد و ولایات شرقی افغانستان از تاریخ
مذکور در تصرف دولت انگلیس در امده تا کنون شصت و هفت سال است که رحل حکومت و طرح عمارت در پنجاب
متعلقه سابقه افغانستان و کشمیر و پشاور و درجات انداخته کسی متصدی نگردیده است
وقایع سال ١٢٦٥ هزار و دویست و شصت و پنج هجری
( وتسخیر ترکستان صغیر )
در ینسال پس از مراجعت قلعه اتک امیر کبیر را خیال فتح و تسخیر ترکستان صغیر در ضمیر جای گیر گشته
سردار محمد اکرم خان سومین فرزند ارجمندش را بتسخیر ترکستان نامزد فرموده لشکر گرانی با هر دو فوج پیاده
وزیر محمد اکبر خان مبرور که متعلق بسردار غلام حیدر خان شده بودند برکابش تعین نمود و سردار محمدا کرم
خان براه افتاده چون بانهاد خاک بامیان گشت میران ترکستان آگاه گشته از بلخ و مزار شریف و شبرغان و اند خود
و تاشقرغان و غیره قصبات و ایلات با جمعیت بسیاری روی بمدافعه بسوی با میان نهاده وارد سیغان شدند
و قلعه سرسنگ را بمردان کار و دلیران کار زار محکم و استوار کرده بآهنک جنك درنك نمودند و ازین سوی
سردار محمد اکرم خان میرزا عبدالسمیع خان را از یکطرف و نائب ذوالفقار خان را از دیگر جانب با افواج پیاده
امر بصعود کردن بجبال شاخنه که بهره و طرف راه واقعند داده خود با سوار کشاده درانیه و غلجائیه و قزلباشیه طریق
مقابل اختیار کرده زد و برد نبرد کشت چنانچه ابطال رجال از قلل جبال دهن توپ و تفنك قتال کشوده از پیش
رو سردار محمد اکرم خان هجوم در شده کار را بر تراکه (۱) و اوزبکیه بغایت تنك ساختند و از کشش و کوشش
دلیران جنك مجال درنك در ترکان نمانده مغلوب و پرا کنده گشته هر کدام راه مقام خویش بر گرفتند و سردار محمد
اکرم خان پس از حصول این فتح از راه دره صوف ببیماغی داخل ترکستان گردیده مژده فتح را معروض پایه
سریر سلطنت نموده توقیع ظفر از حضور اعلیحضرت امیر کبیر بنامش صادر گشت و در شهر بلخ فرود آمده
رحل اقامت کشود بعد هريك از میران ترکستان با تحفه و هدیه شایان حاضر حضور سردار محمد اکرم خان
همی شده فرمان پذیر همی گردید و تمامت بزرگان چون ایشان اوراق میر بلخ و تفنك و ایشان صدور میر آقچه
و میر حکیم خان والی شبرغان و ميربابا بيك رئيس اى بيك وغضنفر خان سالاراند خود و كنجعل بيك مهتر خلم يعنى
تا شقرغان و محمود خان داور سرپل و شاه مراد بيك مرزبان قطغن همه سر بر خط فرمان نهاده مطیع و منقاد گشتند و همگنان
پيش کشها از حضور سردار محمد اکرم خان گذرانیده مخلع و سرافراز بمسا کن خویش مراجعت کردند و چون
اول کار و ابتدای تسخیر آن دیار بود ماليه اندك اندك براراضی و عقار ایشان مقرر شده پاره از مالیات هر ولایت
و شهری را بمر آن رسم جایگیر معین داشته تمامت ایشانرا خورسند و رضامند ساخت و بوضع نیکو طرح حکومت
حاشیه
واقعات
سنه ١٢٦٥
وفتح تر
کستان
(١)
تراکه جمع
ترکان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
