Machine transcription
(۲۰۵)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
بنو ناظم وحاکم معین شدند و هر کدام در مقام مأموریت خود رفته بر طبق قانون سیاسی بنظم و نسق
پرداخته تدابیر و طرف زرکثیر روی دل تمامت رعایا را جانب دولت متبوعة خویش کرده سکھان را بجز نام
دیگر پادۀ مرامی از حکومت در کام نگذاشتند و چون بتقریب عهد کرده بودند راه مخالفت چودن تیغ نمی
توانستند تا که از کارگذاری و حکم رانی انگلیسان بجان رسیده مصدر شورش شدند چنانچه ذکر میشود
وقایع سنه ۱۲۶۴ و دویست و شصت و چهار هجری
در سال (۱) که مطابق بود باسنه ۱۸۴۸ هزار و هشتصد و چهل و هشت میلادی سکھان بپوای بزرگی از غبار خاطریکه
نسبت بدولت انگلیس داشتند در پنجاب ریلی کردند و از همه پیشتر دیوان مول راج نامی در ملتان دست بفتنه برده
دوتن از انگلیسان را بکشت و از سمر گردیدن اینخبر چترسنگهه در چچ هزاره دامن زن آتش فساد گشته در پشاور
سپاه سکھان برجنرال جارج لارنس بشوریدند و او بازوجة خویش از پشاور جانب شاه دره لاهور راه فرار
پیش گرفته نزد سردار سلطان محمد خان که وقتی سر هنری لارنس برادرش بوی احسانی کرده بود رفت که بپاس
احسان او حمایلش کند اما سردار سلطان محمد خان ننگ افغانی خود و رفتار برادر او را در برابر احسان رنجیت
سنگهه و فرزندانش که بغایت نقد نموده بودند بهیچ نشمرده در روز سوم ماه دسمبر سنه ۱۸۴۸ هزار و هشتصد
و چهل و هشت میلادی مطابق سال ۱۲۶۴ هزار و دوصد و شصت و چهار هجری زن و شوهر هر دو تن را بدست
سکھان سپرد و ازین کار سردار سلطان محمد خانرا زیاده تر در نزد سکھان پایه اعتبار ارتقا یافته باعتماد و واسطة او
از امیر کبیر که باهم برادر ويك سپهر را دو اختر بودند خواهش معاونت کرده با او قرار دادند که اگر امیر کبیر
در محاربه ما با دولت انگلیس معاون و دستگیر شده یاری دهد هر آینه پشاور و دیره جات را با بعضی ولایات پنجاب
که ضمیمة افغانستان و مضافات آن بوده اندباسم اهل بہاپس از فیصله دعوی سپرد کار گذاران وی کنیم تا بقرار
سابق بمملکت افغانستان منضم باشند و ازین اظهار واقرار عرض پرداز حضور امیر کبیر شدند
ذکر لشکر کشیدن امیرکبیر
( از راه پاری و مدد کاری سکھان جانب پنجاب )
چون عرائض سردار سلطان محمد خان از مطالعة کار کنان پایه سریر سلطنت شرف گذارش یافت امیر کبیر
نظر باینکه تا کنون ولایات پنجاب در تصرف سکھان بود و در متصرف شدن آنها و مداخلت کردنش در عهد نامه
دوستی ختامة دولتین افغانستان و انگلیس مندرج نبود تصیمم عزم کرده لشکرگران ترتیبداده با سر دار غلام حیدر خان
وسر دار محمدا کرمخان که هر دو تن از تر کشان و جلال آباد بفرمان طلب حاضر حضور شده بودند و سردار شمس الدینخان
و سردار شاه دوله خان از کابل رو براه نهاده بسرعت سحاب و شتاب شهاب وارد پشاور شده از آنجا نیز درنك
نکرده آهنگ قلعة اتك فرمود و پس از وصول در قلعة اتك توقف کرده ترک پیش رفتن نمود و از انسوی کرنیل
سرهررت ادواردس که در خلال احوال مذکور در تسخیر ملتان مشغول بود و بالینوقت بمقدمه بمحاربه پرداخته
فتحیاب شده روی تسخیر جانب گجرات نهاده بود چتر سنگهه وشیرسنگهه از امیر کبیر كمك در گجرات خواستند
و او سردار محمد اکرم خانرا با سردار شمس الدینخان و سردار شاه دوله خان و پنجهزار سوار گزیده از قلعة اتك
روانة كجرات نموده ایشان قبل از انکه سرهررت ادواردس راه بدانجا نزديك کرده رزم آرا شود وارد گجرات
شده شیرسنگهه و چترسنگهه از راه اعزاز و اکرام پذیره واستقبال کرده مقدم ایشانرا گرامی داشته نيك بنواخت و از
سر دار محمدا کرم خان التماس نمودند که همین قدر نام پاری و مدد کاری امیر کبیر کافیست که از کابل تا قلعة اتك تشريف
آورده و شمارا با پنجهزار سوار روانه ایندیار نموده دیگر تکلیف نامردیست میباید باهمراهان وسواران خویش
در هنگام کار زار بکنار حربگاه ایستاده نظارۀ جنگ نمائید و سردار محمد اکرم خانرا این سخن او از شجاعت
در طبیعت ناگوار آمده در وقت تسویه صفوف جانبين آهنگ جنگ کرده در تلخدا در حوصله خویش نيك شمرده
وقایع سنه ۱۲۶۴
مطابقت هر
د وسنه تخمینی
است
ذکر لشکر
کشیدن امیر
کبیر جانب
پنجاب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
