Machine transcription
( ۱۷۰ )
( جلد اول ) ( ذكر وقايع عهد سلطنت دومی شاه شجاع ) ( سراج التواريخ )
ذکر نقض عهد نمودن سرولیم جی مكنتان
وبمكافات عمل خويش رسيدن او
ذكر نقض عهد سرولیم جی مکنتان
چون مكنا تن جای نشیمنش را بپرداخته از وجود اغيار تھی ساخت بخلاف عهديكه دو روز قبل ازین بربسته
عهد نامۀ بمهر و دستخطش سپرد سخن آغاز کرده بسردار سلطان احمد خان گفت كه ماراتا اینجایت خواهش است
و او اجازت اظهار خواهشات او را داده وی کلمات ذیل را در معرض بیان آورد که از بودن افواج مادر
افغانستان فوائد بسیار عائد حال مردم ایندیار میشود بنابران باید دست از ایذاء و آزار ما بازداشته بگذارید که درین
مملكت درنك كرده شما را ازچنك وصدمۀ جنك دشمنان ایمن داریم وا كر ديكر دولتي آهنگ این مملکت نماید دست
تصرفش راكوتاه سازیم ديكر اينكه جمعیت شما از دور ما پرا كنده شوند ونائب امین الله خان لهو كردی را محبوس
نموده بكار كذاران دولت انكليس سپارید تادیگر شورشی بوی بپا نكند واز پذیرفتن این شروط انعام واحسان
بسیار از دولت انكليس بشما رسد اگر نخواهی يكيك را بآورده بشهرم وسردار سلطان احمد خان گفت ا كنون
از جواب این سوالها بكذرید تایا سردار محمد اكبر خان مشورت کرده بعد جواب متین ونيكو بشما گفته شود انیرا
بزبان رانده ازجا برخواست ونزد سردار محمد اکبر خان شده صورت حال بازداشت و او گفت چر انکفانتی که انعام
و احسان خود را که در پیره ما پیشنهاد خاطر داشت میشمر دو نام می برد تا از روی معلوم رد و قبول مسئول او میشد
وسردار سلطان احمد خان گفت از ان ترسیدم که مرا بمواعید راست ودروغ بفریبد واز محفى نقص در امور بزنم روى
داده مسئول او را قبول کنم الغرض این سخن او مطبوع سردار محمد ا كبر خان افتاده در حال محمد شاه خان بابكر
خيل را ازين احوال خبرداد و او خودش حاضر شده هر سه تن با هم مشورت کرده قرار دادند كه چون مكنتان
عهدبرا که دوروز پیشتر ازین بامابسته و حالا عدول کرده است مانیز مطالب او را بناء نقض عهدش ظاهراً قبول
كرده با طناًهمت بر استیصال شان کاریم وهم بتالیونٹ آ زوقه رسانی را که در عهد نامه چنانچه مرقوم گشت سردار
محمد اكبر خان از انكلیسان بازداشته گفته بود که تا تمام قلاع وسنکرها را كه در تصرف دارند فرو نكذا رند و بتسلیم
نكنند دل ما كواهی نمیدهد که انکلیسان را خورش ودود فرستیم بهمان قرار کير از برای اعمال شان حاضر کنیم
وانكليسان باوجو ديكه نقض عهد سابقه را پیشنهاد خاطر کرده چنانچه آغاذ كر شد بامر دار محمد اكبر خان طرح
جدید انداختند چون در روز هجدهم ماه شوال سال ١٢٥٧هزارو دو صد و پنجا و هفت هجرى برف بسيار بباریده كار
انكلیسان يكباره پریشان شده روز نوزدهم شوال در خمر نین بسپاه شان احوال فرستادند كه آن بلده را تسلیم کرده
راه كابل بركيرند واین پیام شان در خمنین از سبب آن بود که شاید سردار محمدا كبرخان آذوقه براى شان روان
کند خلاصه سردار محمد اكبر خان بصوابدید سردار سلطان احمدخان ومحمد شاه مكنتان را پیام داده در روز بیستم
شوال با چند تن از سران افغان او را در جایکه باهم معين كردند ديده گفت كه نيمۀ توپخانه وقور خانه را كه
در لشكرگاه داريد بما سپاريد ومكنتان از كمال عجز وعاجزى پذيرفتار شده استنورت مهندس برپاى خواسته كفت
تاچند این ذلت را برخود گذاریم باید همهگروه جانب جلال آباد راه بسپاریم تامهرچه مقدر شده است بظهور برسد
وسخن او را کسی نشنید و در يبروز همین قدر گفته و شنیده شده بار ديگر مكنا تن سردار محمد ا كبر خان وسردار
محمد عثمان خان را ديدار نمود و کپطان كانلی وكپطان ایتری را بكروکان نزد سردار محمد ا كبر خان فرستاده
کالسکه يعنی بكی کپطان گرانت را با اسپان کالسكه واسب عربی او که سه هزار روپیه بهایش بود ویكمیل طپانچه
خود وغيره اشياء بخواهش خود محمد اكبر خان بوی داد و روز بیست ودوم شوال سردار محمد ا كبر خان مستر
اسکيندر نام انگلیس را که در محار بات مذکوره سابقه اسیر شده نزد اومی بود با سردار سلطان احمد خان پیش مكنتان
در چهاونی فرستاده پیام داد كه فردا باجمعی از سران سپاه انكلیس ماراملاقات کند وجماعتی از مردم غلجائی
نيز حاضر خواهد شد تا عهد جديد منعقد كردد وهم بمكنتان بکوید كه مطالب شما را معمول ميداريم وشما انعام
واحسان خود را که پیشتر بسردار سلطان احمد خان گفته بودید و تاکنون حرفى از ان در میان نیامده که در حق
ما بخاطر داريد برشمارید و مکنتان جواب فرستاد که از درۀ بولان تا درۀ خیبر ازجانب شرق و تاهریجا از جانب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
