Machine transcription
( ١٢١٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
امتناع اشعر یشۀ جنرال شیر محمد خان وملا عبد الوهاب خان مفتی فرمان کرد که اشرار نکوهیده کار مفسدت
دثار مذکوره را بازوجه قنبریلی بيك که خواهر غلام حسين بیكست محبوس وروانۀ کابل کنند چنانچه او همه را
فرستاده داخل زندان افعال خویش شدند و همدر روز چهارده هم مذکور ماه ذیحجه غلام حسین خان بن
حبیب الله خان جو انشیر که دروقت استیلای دولت انگلیس بر افغانستان چنانچه در جلد دوم بشرح رفت باپدر و عمش
امیر محمد خان از راه فرار در طهران رفته واز آنجا در لاهور آمده پس از فوت پدر و عمش بفرمان حضرت
والا چنانچه گذشت در کابل آمده بود از تغیر ناظر محمد اسمعیل خان به حکومت قوم وردك مأمور ومبرا فراز
گشت و همدرین احیان هشت تن از منسوبان سلطان محمد خان بن حاجی منور دل خان از سرداران قندهار که
فرار بودند وارد آبشار گشته و از عریضۀ میرزا محمد حسن خان سر دفتر انجا بسمع فیض مجمع حضرت والا رسید.
در روز مذکور میرزای مزبور را فرمان رفت که اگر فرمان اجازت آمدن در افغانستانرا با خود داشته باشند
فبها المطلوب والا همه را نگاهداشته معروضدار دو بحكميكه درباره ایشان صدور یابد بپردازد و همدر اثنای مقالائیکه
تحریر در آمده ثبت وضبط شد. سه تن از امردان مهر منظر که در سلك موزيكچیان فوج پیادۀ نظام هرات
منسلك بودند دل عشاق ربوده بعضی از سپاهیان فوج مذکور فریفته جمال و گرویده عشق خلاق جلال ایشان
شدند و دل داده گان و آرزو مندان وصال آنان در هر روز و شب باهم در نزاع وجدال اویخته نزديك شد که قتال
در بین فوج وقوع پذیرد و براند محمد صادق خان آگاه گردیده باندیشه اینکه مبادا فتنه حادث شود هر سه تن پسر
امرد را از جمع موزیکچیان فوج هراتی خارج کرده داخل موزیکچیان فوج پیاده نظام قوم نورزائی نمود وشیفته
شده گان پسران مذکوره بر آشفتد بیست و دو تن از افسران كوچك وسپاهیان فوج هراتی چون محمد ابراهیم خان سارجن
واحمد خان وغلام خان ومحیی خان کپتان ومحمد عمر خان حوالدار وعطا محمد ونيك محمد وسلطان محمد و فیض محمد
و محمد علی و میرزا جان و محمد رحیم و نظر محمد و شهسوار و جمعه و دولت محمد ومهر على و سمندر
ومحمدا كبرو محمد عثمان وغلام محمد وگل محمد کوتواله داران و جمعی از سپاهیانرا هر حیله که دانستند و هر فریب که
توانستند باخود یار ساخته و همه را بفتنه برانگیخته بر راند محمد صادق خان ریخته سنك وچوب زیا دروی انداخته
ولوای بلوا افراخته بتسلط کشتن او پرداختند و آنگاه که عقده غیظ وحشم را بحرکات ناهنجار از دل بکشادند
بخود رسیده از بیم سیاست بقصاص همگنان در خطیرۀ خرقه متبرکه درآمده بست نشین شدند و از جمله سارجن
محمد ابراهیم خان بساعت هشت قبل از نصف روز یکشنبه هفدهم ماه ذیحجه بدرب ار حکومت قندهار شده ماجرا
به محمد علی خان حاكم وملا عبد الشکور خان قاضی و حسام الدینخان كوتوال وعبد القادر خان خزانه دار وحاجی
عبد الشکور خان تاجر باشی بازداشت و ایشان بلادريك آهنگ خرقه متبرکه نموده بزبان ملایمت و تسلیت سبب
بلوا و مخاصمت ایشانرا با براند محمد صادق خان بپرسیدند و ایشان که از کردار ناهنجار خود شرمسار بودند کتمان
بیان واقع که باعث الزام ایشان بود نموده بگفتند که از جور وستم براند محمد صادق خان وميرزا نظام الدینخان امین
نظام وميجر عبد العزيز خان این رفتار نکوهیده اختیار کرده اند تأخیر سفر گردیده بپادشاه رسد وستمکار را
زجر وتوبیخ کند و ایشان بعزم اطفای نائرۀ فتنه عریضه از ایشان و طبق اظهاری که کردند حاصل کرده بمطایه
و مواجهۀ ایشان خواتیم (١) خویش در برآن بر نهادند و بپيك ضروری در کابل فرستاده ایشانرا تسکین خاطر
داده از خطیرۀ خرقۀ متبرکه بر آورده مواضعه (۲) نهادند که تا پر تو وصول افکندن حکمی که از پیشگاه حضور
حضرت والا شرف صدور و عز حصول یابد بر اند محمد صادق خان و امین نظام وميجر عبد العزيز خان داخل اقامتگاه
فوج نشوند و حضرت والا در روز دوشنبه بیست و پنجم ذی الحجه فرمان کرده براند محمد صادق خان ومیرزا
نظام الدینخان وميجر عبد العزیز خان را با پانزده تن از سپاهیان فوج مذکور هراتی بوكالت بجماعت فوج مخمور
و آنانیکه مرتکب شور وغوغا شده بودند در کابل خواست که انشا الله شرفیاب تقبیل سده علیا شدن و بحق و مبطل
بتردن طرفین ایشان در موقعش نگارش خواهد یافت و همدرینوقت میرزا محمد حسن خان سر دفتر قندهار که حواله
ذکر شورش فوج پیاده هراتی
(١) خواتیم جمع خاتم بکسر تا انگشتر و چیز آن که بدان مهر کنند
(٢) مواضعه باهم درقول وفعل شرکت کردن و قراری دادن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
