Machine transcription
( ١٢٤٥ )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان )
( سراج التواريخ )
بیست و چهار لك روپیه کابلی از مالیات و وجوهات ولایات قندهار و نواحی آنرا بمجله داد خزانه بصرتیپ میر میرزا
خان تفویض و امر تحصیل کرده و او دوازده لك را بوصول آورده دوازده لك ديگر را بواسطة مهلتیانه معطل گذاشته
و سه ماه از سالیکه میبایست حصول میشد گذشته بود یکتاب سبب عدم وصول آنرا از وی پرسید که اگر
حواله وجوه مابقی ناحق و گفتگوی باشد نماید والا باعث تعطیل تحصیل آنرا بنگارد و اواز جواب عاجز آمده
میرزا محمد حسن خان ماجرا معروض پایه سریر سلطنت داشت و حضرت والا بخامه تنبیه و تهدید سر تیپ مذ کور را
بر نگاشت که سبب بطالت خود را که در خدمت دولت نموده است معروض دارد و او عفو تقصير خواسته بقية
وجوه مسطور را بتعجیل هرچه تمامتر حصول کرده همدرين هنگام ملك قطب خان اچك زاي که با غلام نبی خان
بن سربلند خان قوم مذ کور چنانچه گذشت از راه هجرت در قندهار آمده بود از آنجا وارد کابل گردیده
شرف بارحاصل وعرض کرد که پانصد و شصت و چهار نفر از قومش هجرت اختیار نموده و در موضع مرغه چمن
آمده مترصد صدور امر حضرت والانند حضرت والا میرزا محمد حسن خان مذ کور را فرمان کرده همه را
در تحت نهر جیغه قندهار از اراضی زر خرید دولت مزرعه و کلاته داد ومقارن اینحال شهزاده آزاده سردار
حبیب الله خان آهنگ مهمانی حضرت والا کرده در روز پنجشنبه بیست وهشتم ذی الحجه عريضة دعوت نگاشته
ارباغ بلند در قصر جهان نمای واقع هند کی خال موسوم بجبل ستون استدعای رونق افزا فرمودن موکب
سعادت کو کب همایونی کرد و حضرت والا که چندی رنج درد نقرس کشیده قوة طبیعی ذات شو کتسیاتش ضعیف
گردیده بود بخامه خاص بنور حدقه دولت و نور حدقه سلطنت شهزاده آرا با مروح از پیلاق کاه بالغ مذ کور
مسطور ومحرسول داشت و وعده ورود موکب مسعود را در روز یکشنبه آینده گذاشت ورقم کرد که انشاء الله
انراه علی آباد تشریف فرمای میهمان گاه میدنت پایگاه می شویم که هوای شهر بمزاج من نا گوار است چنانچه
در روز مذ کور شرف اهنگان دعوتگاه مزبور شده بزم خجسته محتشم ایده فوت سرایا میمنت بهای رفت و
شهزاده از دعا و اظهار خشنودی پدر تاجدارش که نسبت بوی کرد گردن فراز دهر و عقبی شده شکر گذار
پرور کار گشت
( وقائع سال هزار و سیصد و چهارده هجری مطابق پیچی ئیل ترکی )
در روز شنبه غره ماه محرم حضرت والا محمد علم خان حکمران قندهار را که عریضه نگار پایه سرير سلطنت
شده از خود سر و بدون اجازت دولت در قندهار آمدن عباس خان بن محمد عمر خان بن غلام رسول خان
برادر سدو خان قوم هوتك که بامادر و پدر و عشیره اش روی از دولت وسعادت بر تافته در هند رفته واز انجا
در قندهار آمده و او مهر و ننداخته بود فرمان کرد که او را بحراست تنبیل کابل کند و همدر آغازهین وقائع
بشرح رفته سال گذشته محردم قوم وزیری متوطنه خاك مقبوضة دولت انگليس بتحريض وترغيب حاکم علاقۀ
دور دست بخلل وغارت رعایای این دولت کشوده و حضرت والا از عریضه سردار کل محمد خان رتیب و کمراج
وزیربان پایمة دولت انگلیس خبر گشته بویتر ا نامه نگاشت که حاکم دور و مهدم وزیری را ازار تکاب امور
خلاف قواعد مودت واتحاد باز دارد و او که از مانع شدن اشرار قوم وزیری عذر عجز خویش و عدم مطیع
و منقاد بودن ایشان داشت برنگاشت که محردم وزیری هنوز رهسپار فرمان پذیری نشده اند که بتمم کار کشان ولات تولد
مفسدت کنند و هم از تحريك و ترغیب نمودن حاکم دور می محردم وزیری راطشمه شتر انکار اور دو حضرت والا از انکاره یستر ا
سردار کل محمد خانرا فرمان کرد که رعایای ایندولت را امریق صلاح آرامش کنند تا اگر کسی مرتکب و مباشر
ایذا و آزار ایشان شود از دم تیغ وضرب کاوله پاداش کردار ناهنجار خود بیابد پاین از صدور این منشور
مکشوف افتاد که دولت انگلیس از نقطة وزمنك تا منتهای روی متوطن مردم وزیری بات هفت هشت منزل
مسافت را بدون محافظ مهمل و مختل گذاشته از ضبط و ربط آن گذشته اند و امین خان و باصر خان مامان اثر
( خوانچه خیل) قوم وزیری ساکنان موضع در خیلی موقع (دور) و مقرب خان با پسران خود و ملك كو جاحان
وقایع سنه
١٣١٤ هجری
نبوی صلعم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
