Machine transcription
( ۱۲۰٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
زمین را از جانب بیرون داخل اندرون آن دو خط که عمود وقاعده خوانده میآید باری متصلبان بکفته محمد عمر
خان تن در داده ناچار از موضع کدر شاه که نقطه معین و معروفی بود اراضی را پیمایش کرده مقدار مسافت
سیزده میل جانب جنوب کدر شاه داخل خاك افغانستان آمد و نقطه انتهای این سیزده میل مسافت که محل نصب
علامه فاصله بود بپوکسنان در پیوست و چون درريك افراشتن برج فاصل میسر نبود لفظ مسافت سیزده میل
جانب جنوب کدر شاه را موضع فاصله سرحد درج نقشه متعاهده تردید بعد از کدر شاه وعلامته در موضع
رباط فرود آمدند و از انجا جریده وسبك عنان باهم در کوه ملك سياه رفته و در بلندتر قله از قلل اینکوه برج
فاصل رافراخته کارران بانجام و اتمام رسانیده در فرود گاه اردو بازگشتند و از قرار تعیین خط و نقاط فاصله که بشرح
رفت آب و منزرع رباط داخل خاك افغانستان نشب و مکمبان همتم کرد که پس از ده سه روزی راه بندر کابل خان بکیرد
و اردوی محمد عمر خان که در آنجا فرو کش کرده بود بوی پیوست و او ماجرای مذکور را که بامکمهان انکلیس
در میان رفته و کار جانبین انجام یافته بود سراسر معروض پیشکاه حضور آورد انشا و حضرت والا او را در ایام
مذ کوره ماه ذیقعده فرمان کرده احضار کشفن در قندهار و از آنجا در موضع بولدك رفتن و سر رشته سامان قلعه
جدید در انجا نمود و او بنابر اینکه مباحثه بعضی مواضع سرحديه از تعیین خط ونقاط فاصله که بشرح رفت
بپای نرفته بود راه قندهار برنگرفته پيمبر محمد علی خان سر حددار بولدك ومهتمم قلعة مستحدثه انجا نوشت که
دیوار قلعه را با رتفاع دوازده ذرع را فراخته و تا جائیکه بتواند و ممكن باشد خاك در پشت دیوار انداخته بپردازد
و اواز عدم معین داشتن محمد عمر خان حد خاك انداختن را معروض پایه سریر سلطنت داشته از حضرت والا استدعای
دستور العمل کرد و حضرت والا اور افرمان فرستاده نکار داد که خندق عمیق حفر نموده خاک آنرا تاحد تیر کش
دیوار قلعه اندازد تا محکم و استوار کردیده کلوله توپ بخاك فرورفته رخنه در دیوار نیندازد ومقارن اعمال
مذکور محمد صادق خان وميرزا محمد حسن خان سر دفتر قندهار بفرمان حضرت والا سردار عبد الله خان حکمران
سابق انجا را که از خیانت و خسارت و رزیدنش چنانچه گذشت محبوس شده بود در روز دهم ذیقعده از قندهار
رهسیار کابل ساختند و همدرین ایام یکصد و بیست تن از بزرگ زاده كان قوم توخی را که فقیر محمد خان حاکم کلات
بفرمان حضرت والا برای فوج پیاده نظام خاصه شاهی فراهم کرده و چنانچه نذشت حضرت والا امر کرده بود
که ایام بهار ایشانرا قواعد نظام تعلیم داده بعد تکمیل کابل نماید با کل احمد خان واسد الله خان معلم قواعد ایشان ره نورد
کابل نمود و همدرینوقت دوست محمدخان توخی مقیم کراحی بیست خروار اهن و پنجاه من فولاد بامر حضرت والا برای
کارخانه جدید فراه خریده از راه قندهار نزد ميرزا ملك حبخان سر دفتر فراه فرستاد و هم در اول امسال
مجيمنيل ديوان تيمچن داس هندو که منصب کرنيل اعتبازی و سر دفتری وجوهیات داشت در هباره از مال
التجاره که در داخل و خارج مملكت حمل و نقل داده شود چهار روپیه اضافه از محصول سابق در قامت بنادر
افغانستان بنام کوشی جدید محصول قرار داد و از جهه درسی و دو بندر قندهار محافظین آنها در اخذ این خراج
جدید پرداخته بازرکانان قندهار که تا کنون این باج را ندیده بودند بفریاد آمده از حضرت والا بدويعة عريضه
داد خواستند و حضرت والا عرض ایشانرا اصغا نفرموده در روز سیزدهم ذیقعده در پاسخ ایشان رقم نمود که این
محصول جدید در همه بنادر مقرر است و تفاوت بازر کانان نمیدهند چنانچه تا جرهای کابل و پشاور که از راه و بندر
دکه عبور و مرور میکنند باج سابق را در کابل وخاك تسلیم گمرکیان مینمایند و در بندر دکه خراج جدید کوشی را
با باج بدرقکی نیزادامینمایند و چون تعیین حدود سرحد ایلاتيت ماتيتوقت از قوه بفعل نیامده بود و اکنون بپای
رفته حق وحصه هريك از دولتین افغانستان وانکلیس معین گشت در سر حد قندهار سی و دو بندر از قدیم
وجديد قرار داده این محصول برای تنخواه محافظین سرحد جدید نهاده آمد که باید با زرکانان آنرا ادا نمایند
و نجار قندهار از دو جزء باجیک سالاران (۱) کابلی که در بندر د که بنام بدرقکی و در کند مك باسم روانگی میدهند
و ایشان معافند شکر گذار باشند و بجا داد نخواهند و همدرین هنگام از عریضه قاضی سعد الدین خان حکمران
طلب کابلی شدن سردار عبد الله خان پوپالزی حاکم سابق قندهار
(۱) سالار تاجر و سودا گر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
