Machine transcription
( ۱۲۰۳ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
توقف ورزیده اردو را جانب ( خواجه علی ) کوچ داده خود محمد عمر خان با چند تن از بزرگان آن نواحی که
عارف بادیه بیابانی بودند بسواری اشتران مهاری عازم رهسپاری گشت و پنجاه نفر اشتر آب حمل داده و اردو را که
جانب ( خواجه علی ) اسبۀ عبور میدن کرده بود بفرمود که از راه ( خواجه علی ) ورود بار طی مسافت کرده و در
بندر ( کمالخان ) واقع قرب کتل ( ملك سیاه كوه ) که رسیدند در يك نمايند خلاصه با مكهمان روی بسوی
موضع ( كرتا كه ) واقع قرب سرحد کوه ( ملك سیاه ) و ( بحيرۀ زره ) نهادند و مکهمان اردوی خود را
در موضع ( رباط ) امر توقف کرده دو تن از انگلیسان را با ایشان گذاشت و دو تن دیگر را با نوروز خان خاران
و علیجان بن سرفراز خان متوطن ( چاگی ) را با دو صد نفر اشتر سواری وباری که حامل آب و علوفه بودند
با خود برداشت و با محمد عمر خان در موضع ( جليجك ) واقع خاك افغانستان فرود گفت و با هم سه مرحله را در
ریگستان قطع کرده از کثرت رمال نصب علایم فاصله را متعذر بل محال دانسته با فراختن آن نپرداختند و بهمان
خط فاصلیکه بخط دیورند درج نقشه معاهده شده بود اکتفا کردند و دو روز در موضع ( چاه امیر ) مکث
نموده اگرچه نصب علایم محال بود وليكن لطر بماهيت طرافيين حدود فاصله را از روی نقشه کهنه که مکهمان
با خود داشت نموده حد و خط فاصل را مسافت و فاصلۀ دوازده میل جانب شمال (چاه امیر) قرار دادند و از انجاخط
فاصل را مستقیم و راست جانب كوه ( ملك سياه ) کشیدند بعد از چاه امیر برخاسته در موضع ( كرتا که ) فرود
شدند و در روز ورود ایشان با آنکه ایام حمل بود گرما بسی شدت داشت و قطی بجهتیکه جبهۀ کشیدن بیکار در
جیب مكهمان بود از تماس چیزی احتراق یافته یکطرف لباس او بسوخت در یمنزل مکهمان از عدم گوشت بانوروزخان
شکایتی در میان آورده محمد عمر خان بشنید و شش رأس گوسپند باو فرستاد و چون در همۀ منازل مذکوره بجز
آب شور دیگر آبی نبود و آخند زاده فقیر محمد خان حاکم و سرحد دار چخانسور چنانچه نگذشت تهیۀ پیشینین
و علوفه نموده بود از منزل رباط که بشرح رفت تا کوه ملك سیاه آب براشتر حمل و نقل داده اردو را سیراب
میکرد و مقارن اینحال اردو ئیكه بامر محمد عمر خان ره نورد خواجه علی شده بود وارد آنجا گردیده فروکش
کرد که پس از حصول استراحت در بندر کمال خان شده توقف ورزد الغرض محمد عمر خان و مکهمان از موضع
کرتا که بر خاسته در موضع کچه فرود شدند و در نجا محمد عمر خان کس نزد مکهمان فرستاده پیام داد که
ما اینجا از سبب ریگستان وعدم آب خوف هلاك بود که با هم در خاك افغانستان رحل و ترحال وطی مسافت کردیم
واز اینجا ببعد که بیم هلاکت نیست میباید او با اردوی خود در خاك دولت انگلیس هبوط وصعود نموده وحقیقت
مواضع سرحد آندولت را محقق کرده خط فاصل را واضح ساخته بعد باهم در کوه ملك سياه رويم واو تحت
پاسخ داد که هم از اینجا باکوه ملك سياه شویم و از انجا مسافت و بعد دوازده میل جانب شمال چاه امیر را خط
فاصل قرار دهیم و محمد عمر خان این پاسخ او را نپذیرفته گفت میباید در کشید شاه و کندر شاه که از انجا کوه
ملك سیاه پدیدار می آید رفته علم حاصل کنیم که خط مستقیم فاصل چقدر مسافت دور از جانب جنوب آن در موضع
عبور میکند و پس از انکشاف اینمطلب جانب كوه ملك سياه ره نورد خواهیم شد و در یغیاب دو روز و در شب
رنج وتعب مذاکره و مناظره بدر رفت بعد مكهمان پذیرفتار گفتار محمد عمر خان شده از منزل کچه باهم برخاسته
در موضع کنید شاه و کندر شاه فرود گشتند و مکهمان جد وجهد زیاد بکار برد که شاید چیزی از اراضی
هموار قابل کشت بار آنجا را داخل خاك متصرفه دولت انگلیس کند ولیکن از بیدارفتن محمد عمرخان حاصلی
از کوشش خویش نبرده زبان بیان آورد که از چاه در کوه ملك سیاه شویم و در پیمایش حدود گرائیم و این
اصرار و مهاجت مكهمان ازان بود که زمین رباط را داخل خاك دولت انگلیس کنند اما محمد عمر خان بار
گفته او را نشنفت چه هر خط مستقیمیرا که از نقطه اقامه عمود بقدر نقطه بوابي میل دهند که مقدار کثر
از دو ثلث از زاویه یعنی گنجی که از اتصال آن عمود و خط قاعده آن پدید آمده است دو ر و میل داده آید هر چند آن خط
میل داده شده را دور تر همچنان راست ببرند طرف اندرون آن که بسوی آن عمود است وسعت پذیرفته بطرف دیگرها
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
