Machine transcription
(۱۰۳)
( جلد اول ) ( ذکر فتور و انقلاب عهد شاه محمود ) ( سراج التواریخ )
حضور شاهی شده مبلغ پچصد دانه اشرفی و بیست هزار روپیه نقد از حضور گذارانیده خلعت عزت یافتند و ابراز مطلب
و بیان راز را بملاقات دویم مدعا گذاشته مرخص گردیدند و انگاه که فینتیاب ملاقات دویم شدند التماس انعقاد عهدنامه
مکتوبه بخاطر شاهی نموده شاه نظر بكشتار صداقت آثار ایشان نوازش و رخصت فرموده وعده فردا داد و روز دیگر
همه امیران سند شرف بار یافته مخاطب شدند که موکب همایون با وجود طغیان آب و شدت تپش آفتاب عازم انجملکت
گردیده محض آنست که شما در اطاعت و انقیاد امر پادشاهی متحد شده باتفاق از راه وفاق عهد نامه بکار داده بکار
کنان ماسپارید که طریق خدمت و راستی بر گرفته از شاه محمود و سردار محمد عظیم خان و غیره پسران سردار
پاینده خان مرحو ماسترداد جوئید و ایشان جواب شاه را معطل بصلاح و صوابدید خوانین بلوچ که گذاشته معاودت
کردند و آنان را دیده متفق الحکام شده حاضر بار آمدند و بعرض رسانیدند که از دل و جان عهد در میان نهاده
طریق خدمت و اطاعت می پوئیم و جزاز امرو نهی پادشاهی چیزی نمیجوئیم و مطابق این اظهار عهدنامه بحاشیه قرآن
مجید نوشته مؤکد بمخدرات انبياء و اولیا و عمل مرتاض وغيره العياذنا عشر وحضرت عباس داشته بخاتم بر نهاده
بشاه دادند که اگر شاه محمود و سردار محمد عظیم خان و برادرانش عزم تسخیر سند و شکارپور کنند ایشان
و مردم بلوچ بمدافعه بر خواسته از مال و جان مضایقه نکنند و هم اگر شاه بعزم تسخیر و استرداد قندهار را دیر گیرد
از دادن زر و فرستادن لشکر دریغ نمایند و سه دیگر دره تازی خمارا بدست آورده سپردکار کنان پادشاهی کنند
و هم در وقت تشریف فرما شدن سر اوقات حرم محترم شاهی بقدر استعداد تحفه و هدیه پیش کنند و در ازای
شروط مذکوره التماس کردند که هروقت از یکه سلطنت موروثی بتصرف بندگان شاهی درآید مالیات محالات
سند و شکار پورازان ایشان بوده از جانب کار کنان دولت مرفوع القلم باشند و شاه این مسؤل ایشانرا بسمع قبول اصغا
فرموده رقمی عنایت نمود و پس از انقطاع مکالمه و انعقاد معاهده طلا و نقره مسکوکه بسیار و اقمشه نفیسه ابریشین و پشمین
وزری و دوربین و ساعت و ظروف بلورین و امتعه چین و اسلحه آلات مرصع و مضاعف و وظائف مذهب و دو زنخیر پیل
و خیمه ها و فروش و دو ضرب توپ جلوی یعنی لمپیس و غیره اشیاء پیش کشیده مورد تفقد (۱) شاهانه شدند بعد صاحب
کاران ایشان را با میر اسمعیل خان بملازمت رکاب شاهی تعیین کرده رخصت مساکن خویش شدند که بشکارپور
رهسپر خدمت شاه باشند و شاه بعد از معاودت میران با میر اسمعیل خان متوجه چای شکارپور گردیده در عرض راه
میرسهر راب خان نیز بفیض رکاب بوسه رسیده سر عهد نامۀ دیگران مهر اعتراف بنهاده متعهد گشت و شاه وارد شکارپور شده
رحل اقامت انداخت
(۱) تفقد
مجازاً بمعنى
دلدوئی
ومهربانی
و غمخواری
« ذکر توجه سردار محمد عظیم خان »
ذکر توجه
سردار محمد
عظیم خان
جانب سند
( جانب سند بالتماس میران بعهد نقضانى آنجا )
چون تمام مملکت افغانستان بدون از هرات در تصرف برادران وزیر فتح خان در آمد سردار محمد عظیم خان
که پس از وزیر رکن اشد دیگران بود حکومت کشمیر و پشاور را بدوتن از برادرانش مفوض داشته شهزاده
ایوب را که سیاه شاهی برداشته بود با خود در کابل آورده محبوس کرده شهزاده محمد اسمعیل پسرش را بقتل
رسانید و سردار دوست محمد خان را بپساونیم که شاه محمود را هزیمت داده کابل را متصرف شده بود
بحکومت غزنین و عطای توپ زبر زنک امتیاز داد و مقارن اینحال مكتوبات میران سند بسردار محمد عظیم خان
رسیده دعوت سندش نمودند بباعث اینکه شاه شجاع بعد از معاهده کردن با میران آنجا بسال ۱۲۲۵ هزار و
دو یست و سی و پنج هجری با تمام در شکار پور بسر برده در هنگام توقفش پنجهزار سوار و اندکی از پیاده در تحت
رایت خود قرار داده با دو ضرب توپ اراده استرداد افغانستان نمود و هنوز براه نیفتاده مشغول سامان سفر بود
که انقلاب و اضطراب از دزدان در محال سند رخ نموده مستحفظین انگلیس از جایکه اقامه داشت بنام دفع شورش
دزدان بالشکر داخل ولایت سند شد و درین وقت میران سند این جم از مردم بلوچ را بدفع دزدان بلوچ کشته بودند
که لشکر انگلیس بانهاد ملک ایشان کردیده از انجمن در اضطراب افتادند و میر اسمعیل خان را بسبیل وکالت نزد مستر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
