Machine transcription
(١٠٤)
(جلد اول) (ذکر تیتور وانقلاب عهد شاه محمود) (سراج التواريخ)
افشین فرستاده پیام دادند که مراجعت نموده بهانه قطع دزد مدخلت در ولایت نکند و نیز ورود انگلیس از سو
مظنه نسبت به شاه شجاع کرده داسنایها راندند و آخر الامر رأی ایشان بدان قرار گرفته گفتند که شاه سالیانه
يك لك وسى هزار روپيه از مالیات سند گرفته صرف مؤنه خود نماید و بدان قناعت ورزيده محتمل كه با دولت
انگلیس در ساخته قرار داده باشد که مطلقا به مملکت سند را متملك و متصرف شوند و مآل الدلیل وزیران سنده ایس باین
اندیشها نقض عهد کرده قاصد و نامه بدانچه اشارت رفت نزد سردار محمد عظیم خان فرستاده بسندش دعوت
کردند که اگر بسرعت باد و شتاب سحاب مرحلة پیمای دیار سند نشوید هر آینه بواسطه شاه شجاع همه مملکت
بتصرف دولت انگلیس خواهد رفت و او با سردار دوست محمد خان ولشکر شایان از کابل براه قندهار عازم
رفتن سند گرد و سردار امیر محمد خان برادر اعیانی سردار دوست محمد خان را بجای او قائم مقام حکومت
غزنین ساخته و از قندهار شد وسعاه در انجا درنگ کرده بعد در سال ١٢٣٦ هزارو دوصدو سی و شش هجری
بامر دار شیر دلخان برادر دیگر خویش از طریق دره بولان راه سند پیش گرفت و ازین راه سردار شیردلخان
را براه دره مستنك جهت استمالت مردم بلوچة که سر از حبیب تمرد کشیده بودند گسیل کرد و مردم بلوچ دره
مذکوره را از چوب و خاك وسنك مسدود نموده باجوج صفت در عقب آن سد سدید جای گزیده بودند که سردار
شیردل خان از گردراه در رسیده لشکر را از دو طرف دره امر بالا شدن کرد و خود بادسته از نوکران خاصش
برقبضة جبل فراز و جنگ را آغاز کرد و به يك حمله مردم بلوچ منهزم گشته سنگر را از دست دادند و سردار
شیر دلخان بسیاری از ایشان را کشته و گوشهای بسزا داده راه شکارپور بر گرفته رکاب سردار محمد عظیم خان
پیوست و میران سند از وصول لشکر سردار محمد عظیم خان خبر یافته در بلوچستان با افواج خودها از حیدر آباد
بعزم استقبال بیرون شدند وازنهر سند عبور کرده در قصبه لارکانه درنگ کردند ومیر سهراب خان نیز با جمعیتی
بدیشان ملحق گشت و همگنان در ظاهر با شاه شجاع محملان و در باطن با سردار محمد عظیم خان همداستان
بوده قاصد و نامه يك بديگر میفرستادند تا که سردار محمد عظیم خان داخل محال کچی شد شاه شجاع نیز از
شکار پور بقصد مدافعه خیمه بیرون زد و از حرکت موکب شاهی مردم اطراف و نواحی آگاهی یافته همه
روزه دسته وبیست نفر از سپاه سردار محمد عظیم خان روبرتافته جانب شاه میشتافتند واز قضی سردار محمد عظیم
خان راه شکارپور را فرو گذاشته روی بسوی لارکانه که محل اجتماع سندیان بود نهاد که مبادا لشکریانش هم
پاشد و با جانب شاه شجاع شتابند و شاه نیز از توجه سردار محمد عظیم خان بجانب لارکانه خبر یافته بدانمو
حرکت کرده بفاصله بیست کروه از لارکانه فرود آمد و درینجا نیز دسته دسته از سواران سردار محمد عظیم
خان باردوی شاهی ملحق میشدند ومیر میران سند از استغنا وعدم اعتنای سردار که جانب ایشان نگاه
نمیکرد از وی سرگران ودل گران شده میرهای خود را همدست شخص امیسی نزد شاه شجاع فرستاده
پیام دادند که راه آمدن ما بسوی شاه مسدود است و بدین معنی شاهد مدعا از چشم تمنا مفقود بنابراین میباید که
که فردا خودرا بلشکرگاه سردار محمد عظیم خان رسانیده ما چاکران را در خدمت خویش همنان دانند و شاه
این پیام سندیان را مفتاح فتح غیبی دانسته بانوار وشب گذراد نور دیده بامداد بلشکرگاه مردم بلوچة رسید
وسردار محمد عظیم خان از خلاف کاری سندیان هراسناك شده محالة حبیب الله خان پسر و نواب عبدالجبار خان
برادر خود را از راه معذرت نزد میران سند فرستاده پیام داد که هر امری که پسند خاطر نهاست مرا نیز همان
مدعا است چه بانفاس شما زر بسیار صرف کرده و از دادند یار شدم و ریه از خود چیزی در خاطر نداشتم بدون
اینکه ثواب راه خدا حاصل نمایم و دست تصرف انگلیس را از ملك مسلمانان کوتاه سازم دیگر امری پیشنهاد ضمیر
نداشته و ندارم حالا که دو دل ودوزبان شده اید اختیار دارید که رعایت عهد خود مارا نموده حاتم مینمائید
و یا دست بسته بشاهم میسپارید وسندیان ازین پیام سردار محمد عظیم خان ولی محمد نامی را نزد شاه شجاع فرستاده
آگهی دادند که اکنون که پسر وبرادر سردار محمدعظیم خان نزد ما آمده وچنین پیام آورده اند جوابش را
باستصواب رای والا گذاشته استشاره میجوئیم که بچه طریق با او مواضعه نهیم و شاه که از مناقشت عهدو مناقشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
