Machine transcription
(۱۰۲)
( جلد اول ) ( ذكر وقایع عهد اعلیحضرت شاه محمود ) ( سراج التواريخ )
از قندهار بیرون کشته روی التجا بجانب ایران نهاد و در مشهد مقدس رسیده از شهزاده حسنعلی میرزای شجاع
السلطنه والی آنجا كمال اعزاز واكرام واحترام یافت
ذکر مسخیر
نمودن سردار
دوست محمد
خان قندهار
را
( ذكر متصرف شدن سردار شیر دل خان )
( و کهندل خان و پر دلخان قندهار را )
مفصل این مجمل اینکه سرداران مذکوره که بعد از کور و نابینا شدن وزیر در قلعه ناد علی اقامت ورزیده
بودند و انتقام چشم برادر نامور را پیشنهاد خاطر داشتند و مترصدانه روز بسر می بردند تا که شاه محمود
نائب كل محمد جان فوفل زائی را بحکومت و حراست قندهار گذاشته خود با شهزاده کامران چنانچه آنهاد گزشت
راه کابل بر گرفت از عقب او سردار شیر دلخان و سردار کهندل خان و سردار پر دلخان با مردم طایفه بارك زائی
وغیره روی تسخیر بسوی قندهار نهادند و نائب كل محمد خان نخست متحصن شده بقلعه داری پرداخت و آخر الامر
ثبات در پای اقامه خودندیده از در غرامت بمصالحت پرداخته پیام داد که نامعلوم شدن فتح و شکست سردار دوست
محمد خان دست از تصرف شهر قندهار باز دارید تا اگر شاه محمود مغلوب کردد همانا شهر را بشما خواهم سپرد
والاً در مقابل بادشاهی تاب مقاومت نخواهید آورد و شهر را که بخون ریختن بسیار متصرف شوید هم انتزاع
خواهد فرمود پس صواب آنست که در نقد را برجنگ ترجیح داده آهنگ ستیز نمائید و ایشان ظاهراً پیام اور
از راه قبول جواب فرستاده باطناً بمضمون الحرب خدعة در پی کار قلعه کشائی افتاده او را بهمان پیام خودش
غافل ساخته نردبانها ترتیب دادند و شبی غفلة یورش برده نردبانها را برباره و بروج حصار نهاده دلیران را امر فراز شدن
کردند و اول کسیکه زبر حصار صعود کرده پای تصرف در اندرون شهر گذاشت میردادخان بن ملا بازار بارکزائی
بود بر شاه برج توبزائی عروج کرده در میان شهر فرود شد و دیگران از قفای او داخل شهر شده دست تاراج بمال
وتلف جان کسانیکه هوا خواه شاه محمود بوند کشودند و نائب کل محمد خان گریخته در عرض راه بمنزل
خورزانه به شاه محمود و شهزاده کامران رسیده ما جرا باز داشت و ایشان چنانچه گذشت از راه دره بوری
ودهه ونیزین و دهر اود و کندل کهندلان وغورات داخل هرات شدند وسردار شیر دلخان پس از نهب وغارت
قندهار وتصرف آن ديار هر كه را تسخير قلعه جلالق کردی بود بعطای خلعت و زر نقد ممتاز گردانیده
میردادخان را بمنصب ايشيك آقاسی گری سرافرازی داد و پشاور و دیرجات و کابل و قندهار بدون از هرات همه در تصرف
برادران وزیر فتح خان درآمده هر يك حاکم بلدى شد
ذكر معاهده
شاه شجاع
با میران سند
( ذكر معاهده شاه شجاع بامیران سند )
وشاه شجاع که از پشاور هزیمت یافته چنانچه مذكور شد در شکار پور رفت در احیان وقایع مزبوره طرح معاهده
با میران سند انداخته نخست بالجاون از نوکران خاص خویش از آب سند عبور کرده در خیر پور میر سهراب خان را
بديدو او مقدمش را گرامی داشته مراسم اعزاز و احترام بجای آورد و تحفه وهديه شایان از نقد وجنس پیش کشید
و شاه شجاع او را بتکلیف اطاعت و معاونت نموده وی اعتراف کرده قرارداد که هر امری را که میران حیدر آباد
بپذیرند و بعهده گیرند او نیز بر طبق آنها طریق اخلاص سپارد وشاه او را بامیدران و منسوبانش بعطای خلع شاهانه
واسپها و تفنگ ها و شمشیرهای ایرانی نوازش فرموده بعزم حیدر آباد از دریا گذشته فرود آمد و میران حیدر آباد که
پیش از ورود شاه از قصدش آگاه نبودند متحیر کشته از راه مهمانی علوفه و آذوقه همدست پسر میرغلام علی خان
فرستاده پیام دادند که میر کرم علی خان و میر مراد علیخان التماس شرفیابی حضور را دارند و مترصد اجازتند و شاه
فرستاده ایشانرا نيك نواخته فردای آنروز را وعده ملاقات گذاشت چنانچه ایشان بر طبق وعده شاه سعادت اندوز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
