Machine transcription
لطف خودانمداوند
توفيق و عصمت بصفات قدم او ندرت
قديم اند و جز او خلايق همه حادث ـ
لا تقنطوا صیغه نهی از قنوط نومید شدن
حاصل بیت که به جز اینکه در گناه غرقم
نومیدیم که تو غفوری و از توامیدواری
و بودی
حمد واجبیست بودن و ستایش در عرش بیان
و صفت بلكه جنار عرش تخت جاه ـ چونکه موصوف
شد عرش بآرد ارادت عرش معنی تمام بخلق جا
شامل است بنجر خاك غمناك کریز و عدول بیکجا
دین آسمان سویز دیگر چون اند قدسیان سبب
نمیتم حا صل انیکه جا ملایک و ورحمت تو خالق جحا
دستم بیت کہ دوغی دن دایمی از ما خوانده در د
اول مراد است عدد شمار بندیا
مطلقة صفت مارست گیرنده خاتم آخران تان
خاتم خیر نکو باری و ختم شود ـ حاصل اینکه درود بشمار
و سلام محمد بر دانش که مسمی است باحمد و محمد صلی الله
عليه وسلم که در و ختمت رسالت
الی رجل اله و بماننده گردیده افریده تا که خاص و برا
مشتمل شود بیجا جمع صحابان صاحب امینی سحت
صحابه بر آن مخصونال شده از اونو نکر
بعدی رحمت شنودیدند بران
اند در نان پیار غار فوق الکر ان می بند
بهمر او لاقات مقریبان فرآن قت محمد
شدند قاریان مشملان جهازیم زان
و طلق آنهم برت مید عمال اینکه درود
و سلام طفيل الخضرت صلی الله علیه
وسلم برین عبیاد
کرچه غرقم در گنه دارم امید از لطف تو
زانکه خود فرموده لا تقنطوا بر عاصیان
مرز احمدست از عرش معلی تاثر
در زمین و آسمان از جن و انس قدسیان
بس درود بیشمار و هم سلام بجدد
بر محمد مصطفی آن خاتم پیغمبران
هم بران هم بر اصحاب و بجميع العالي
هم برای مقربین و هم بجمیع قاریان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
