Machine transcription
۲۹۰
خوش سوز باز غمش ای سینه چاک زی همین کار میان بسته ببرخواسته را
دریغ آن رونق گلزار جوانی که چون عهد گل اندک زندگانی بود
حیف از ان نهال ریاض کامرانی که بآفت خزان هجران بی برک و نوا
گشت
قطعه
سر بالاتی در خاک غربت دریغ زیر خاک آن گهر پاک در یتیم دریغ
جای آن بود که جای تو بود در دیدم داشتی جای تهی در خاک غربت دریغ
پس روی بوزیر کرد و گفت اندوهناک شدم بهلاک اینجوان تخت
وزیر جواب داد که سه تن همیشه اسیر اندوه اند و بسته بند غم با شند
اول آنکه همت بر بدکاری مصروف دارد دوم آنکه در آن
قدرت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
