BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 57

Page 57

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 57 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

شماره ۲ ضیاء الملۃ صفحہ ۵۰ زد و پایش از انصدمه سخت اکچه مرحوم پیر شیر علیخان خیلی مواظبت کرد که بقیاق او سستی بکار نبرند اما چون قسمت اینطور بود مولوی محمد صدیق نام از طایفه مطرب کابل که در آن زمان بجرائی دسلوک شرف و جرات مخصوص بخرج داده بود بتحریک مغرضین سستی بکار برده آن مایه افتخار بزرگان افغان ته را از پادر آورد و پیر شیر علیخان را متاسف نمود خداوند درجات آنمرحوم را عالی فرماید خلاصه یکی از کارهای ابی اداین است که شهر بلخ بعهد خلیفه ثانی مشهدی بنا نهاده شده بود که انجا و آخر آن با خود خلیفه مذکور منسوب است چون در این اوان که شهر بلخ قصبه باقی نمانده بود که درخورد قابل آن مسجد عالی باشد نایب محمد علم خان روزی با تمام عساکر سواره و پیاده ترکستان بعزم مشق در گردش د شکار از شهر مزار شریف آنجا رفته بعد از ادای نماز امر بخرابی آن مسجد نمود، واول دو آجر پخته را خودش برداشته دراسبش سوار شده و گفته این قسمت من است در پے تغیر بستان سخی شاه مردان میرم لشکریان هر کدام بقدرت از آن آجر برداشته بشهر مزار آوردند و از آن آجرها تعمیر رقبه و ایوان و گنبد سطر شده است بمسجد که بنائی نیست آن مسجد خرابات بزاہد گر نیازی نیست زان مست شراب آمد هر چند آن مسجد یاد گار عهد میمون خلیفه ثانی بود و بخرابی او بعضی اهالی راضی نبودند اما چون جمعی در اویش و قلندران دوستی صفت غرفات مسجد مزبور را مسکن و محل اقامت خود قرار داده بودند و عوض عبادت کثافت زیاد می نمودند بانی و ساعی آن بنا که بهره و ثوابی از نکهدارد اعمال ساکنین نمیبردند کو یا مخصوصا نایب محمد علم خان امر بخرابی مسجد بور قدغن تعمیر بقعه پر نور امیر المؤمنین علی ح نمودند بیا شرافت میخانه را ببین زاہد کہ چون خراب شود خانه خدا گردد و بمناسبت اینمطلب مرحوم نا درت یکجهت عموی مؤلف شعری بنظم آورده بیادگار نوشته باز توران زمین منور شد کان یاقوت ولعل جوہر شد که برای ثبوت حق علی نقطه زبی عفریت بیقین شرط اثبات حق مکرر شد اصل بنیاد کا بیار رسول خادم پیر باد دیگر شد آجر مسجد زمان عمر بخراش عالیہ مکان حیدر شد آن تصنیفات آیاها است مرحوم امیر عبد الرحمن خان هم که این بارگاه سخی شاه مردان را تحیه گاه و پناه امارت خود میدانست جزء دخل و تحفه بجهت زینت آن ناشتر قا آستان مبارک نمود و بحصولدید مملکت افغان نشانه و جمیعت آن بار کار انسان و علامت دولته وملتی افغانیه آن قرار داد کہ شتره با آن کہ کنون نست مسکوکات و بیارق و صنایع ضبط و اوقع لازمه متداوله افغانستان است نیز امیر مرحوم قلعه مکه و قریه ده دادی بیکر سنگی شان مزار شریف سے محل توپها و لشکریان اسلو و قورخانه و ذخایر عالیه تاسیساتی که بهر کارتمای رشک کش دیلی نقاط اتفاق الله خرابی شهر گذاشته اند آن باند مزار روی ندهد علاوه بر این شهر بلاد دیگر برستان از بک تاشقرغان شبرغان سرپل آقچه شحقول اندخوی فومن انچه میمنہ قندوز و چند نقطه دیگر است که اینها هر کدام قلمر و خصوصی دالد و حکومت نشین است اما سپاه ورعیت آن بهتب و سخت قید تر از نفوس و پیر مایه و مکنت زیاد را اند و حکمرانی یکنفر از سرداران محترم و گنفر سپهسالار بر دویم و گذار است هر گاه بشرح انیصفی تما مفصل بیان می نمودم بابت طول کلام انچه خیانته اندخودی برای اطلاع اینقدر بس که اهالی آن نقاط همه غریب و دست دیش و هم ها از یک و خیر خواه یکدیگر و بعضی هم طبیعت با اهالی بخارا در رفت و آن جادان سمین از سایر ملت افغانستان داراترند اشیا مرفور آن مملکت پوست بره قره کل که آن نقطه ناحیه مخصوصی است در رگستان بیکه ت در زمینه که عهد مجد دو جب آن حتی اسب وقاطره کار دانه گله دار دو شیر به پوستهای بره گوسفند سایر ممالکاست و دیگر اسبها قده فینی خودب است و انچه در یک حدود جو بلخ سر حد ترکستان از گنجه که با در کره بخدیست و شیر و شینی تعبیر میکنند که او ما پرس محمد انه ترکستان میمانند بر که نفس دود گذران بیمارانده در بیج باره بپوشان و تجارت که شاید عموما کشاده و سموم مردم را سر بفیضه دست نداده می بیند کسی پرواز بازار زومی نماید و کار یا سند و آوند نیاز بایل شود و بخار کامل تر میبای و مزار و غرب ترکی مانی آن حله و محمو شهروشی ایی بهدان آنا صفحات در سلنه تغر بطریقه چشتیه و قادریه و نقشبندیه میباشند و آن مملکت خصوص نواحی مزار شریف موسم کل سرخی پیلید ترکستان که فلودی از نان دار بسیار دارد که تمام آفاق منحصرب است و سفال موسم کل سرخ در چهل روز تمام است و پست در هم بجر اسبقت و تا ختران سیاحا عالم صنف عوض بودند که این دول را بحر سکه ند ند توانم حضور دارند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 57. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/57 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/57
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record