Machine transcription
صفحه ۵۰
نسخه ۱۲
خاتمه
نقص دوم سد راه های بری و بحری و احاطه سپاه خصم بود که احدی از خارج نمیتوانست داخل پورت آرتور شود و نه کسی
با اختیار خود بطرفی عبور و مرور میتوانست . خود این مطلب موجب یاس و نا امیدی کلی سپاه از آمدن امداد یا رسیدن آذوقه
شد که همه دل شکسته و پریشان حال گردیدند و از هیچ راهی امید نجات خود را نداشتند لذا آن جوشش و خروش و ذوقی که بدواً
در جنگ دارا بودند کم شد معلوم است دل شکسته اگر کوه را بها و نبدی دوام کار درستی بقدر کاهش نیست
نقص سوم خرابی نقاط و اطراف داخل و خارج شهر و بندر پورت آرتور بود که روسیان را محل تشبثی برای سنگربندی
و جلوگیری خصم در دفاع و متانتی بر قلاع مستحکم نماند و امکان در محافظت خود ندیدند از نیرو مقابله و مجادله را بتجرد انشدند
آنرا که نیست دست ستیزه ره گریز با دشمنان خویش دم از دوستی زند نقص چهارم بستوه آمدن اهالی شهر
و سپاهیان از طول مدت محاصره و عدم چاره بود که کم کم بنای مراوده را با روسای اردوی ژاپون داده اظهار
همراهی و دوستی بژاپونیان و شکایت از افسران روس می نمودند و یقیناً هر گاه جنرال استاسل اقدام بشرایط تسلیم
نمیکرد قهر خود سپاهیان و اهالی شهر دو سه یوم بعد بدون شرط و عهد تسلیم می شدند چون دوستان کنند تبری ز آشنا
دیگر ز یار وصل مبستی بجز فراق نقص پنجم برهم خوردن تمام سفاین روسی در پورت آرتور بود که دیگر قوه بحری
مبتلایی سفاین خصم نمانده باشند و بندر گاه و لنگر گاه و گلوله گاه یکدیگر ضبط ژاپونیان در آمد چون کشتی نجات بشتا بد بر گرداب
در بحر غم چه چاره بجز التجا کند نقص ششم خرابی کارخانه جات لاند پورت آرتور و انهدام مریض خانه ها و ابنیه داخله شهر
و انهدام تلگراف خانه و عمارات لازمه امور ملکی و جنگی بود که دیگر محلی برای انجام یا اصلاح هیچ کاری باقی نداشتند و تماماً
از ضرب گلوله ژاپونیان ویران شده بودند گر نباشد ملجا محصور را خویش را تسلیم دشمن میکند نقص هفتم شیوع
امراض مختلفه در داخله پورت آرتور بود که اغلب سپاهیان از بیچیزی و عدم اشیاء خوراکی مرطوب بهمه مبتلا بگوشت خوره
و اورام و قروح متعدده مختلفه بودند و حالت دفاع پیش از آن نداشتند بیلی تن مجروح را کی تاب جنگست کجا ستمدیده توتیای نیست
ز بیماری و ناچاری شود آب اگر چه زهر شیر و پلنگ است نقص هشتم گلوله ریزی و نارنجک اندازی ژاپونیان
بر شهر و قلاع پورت آرتور بود که در مدت ده ماه از تبر و تیر تفنگ و مرگبار ار گلوله باریدند و عساکر و اهالی را خود شهر و کوچه و بازار
عبور و مرور نمیتوانستند از بسکه متصل گلوله و نارنجک میرخت مخصوصاً وقتی که خبر حرکت جها زات بالتیک را شنیدند نقیصه
گلوله توپ از دریا و خشکی بشهر می فگندند که فرصت دفن مقتولین بعساکر روس نبود مخصوصاً زنکلور یازده انچی ژاپونی بلیت
از تیر توپ خصم چاره ای فراز نیست کو چاره غیر آنکه بتسلیم تن دهند نقص نهم نفاق سخت بین افسران روسی بود
که بعضی خواستگار ذلت دولت متبوعه خود و طالب فتوحات دشمن بودند حتی دستور العمل محرمانه روز و یورش خصم میدادند
که از چه نقطه و بچه موقع حمله آورند با تفاق توان کوه را زپا برداشت ولی خرابی آفاق از نفاق بود
نقص دهم نبودن آب خوردن که ماء الحیات آدمیزا داست و در پورت آرتور بهمن رسید چون قبل از محاصره نقبوه بخار در
در کارخانه جات جو بر آب شور و تلخ را می گرفتند و استعمال میکردند پس از محاصره که ذغال سنگ کمیاب و کارخانه جات
ویران شد آب آشامیدنی سپاه و اهالی شهر منحصر بچاه کنده آب تلخ و شور بود لاغیر بی آب زنده کی نتوان کرد یگد می
زهر آب ز غم سوخته کانرا چه مرهمی نقص یازدهم اختتام قورخانه و قلت سپاهیان بود که از تمام ۶۴ هزار سپاه روس
در پورت آرتور بنجزا رسالم ماندند بدون قورخانه و ما بقی مقتول و مجروح شده بودند کثرت خصم وقلت خودشان هنگام پر عسرت خویش
نقص دوازدهم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
