Machine transcription
نسخه ۱ خاتمه کیهان صفحه ۴۶۳
و دست تطاول و پای تخطی از حد خود گذرانیده بیرق عداوت و بغیت افراشتند و سلطان ممالک رقاب روس
از نزدیک و دور بدین مضمون مخاطب ساختند – این بود بلندی کلات؟ شمشیر کشیدن سپاست؟
جولان زدن سمند شاین بود؟ هیجان شدن کمند شاین بود؟ ! اما دولت قوی پنجه روس که امروز چون چهار
کمن سال از میان اتش گرفته شگفت از پیش آمد کار در سفارت نیز لجاجت خود دارد که چرا بحرف دشمن در خرابی است
اقدام کرده اند لذا چنان سرگرم و مشغول اصلاح امور سلطنت وقت خود برای انجام روزگار و شکسته بندی آل
کار زار است که ابداً اعتنائی بگر دار و گفتار غیری ندارد و بغلاً صرف نظر از حرکات خصم ظاهری و باطنی نموده بنظم
داخله مملکت پرداخته و صبر و سکوت و شکیبائی را پیشه خود ساخته ، ولی خورده بینان و مال اندیشان و رجال
سیاسی روس در این موقع گیر و دار و ایام فتنه بار که دوران حوادث محکمه و سر حدیه ایشان بود بنکات دقیقه
پی برده فرق بین دوست و دشمن گذاشتند و دانستند معایب کار و نواقص گیر و دار آن ملت و دولت از چه گذرگا
نشأ دولت انگلیس و سایر دول مدعی خود را که خشنودی در ضعف حال و زوال دولت روس داشته و دارند مخاطب
قرار داده میگویند – ما بودیم که از ساخت مغرب بکشور مشرق لشکر بحساب بردیم و این مدت مدید را سدی سدید در
مقابل حملات شدیده دشمن جنگیده جسور و مغرور غیور شدیم و یکشبه زمین مجهول المالک کوره یا منچوریا را بآسانی
از کف ندادیم و بهیچ نقطه را بخشم واگذار نشدیم تا چندین جوان از عساکر جانبین بخون غلطان و در آتش توپ تفنگ
بریان در خاک بیابان افتادند ، اگر ژاپونیان بفتح کامیاب شدند روسیان نیز در آن محاربه برشادت داد
مردانگی دادند و تا آخر کار بمقابل دشمن ایستادند و قصه خود را در قوت و قدرت و استطاعت و استعداد در صفحه
روزگار بیادگار نهادند ، چه اگر دولت دیگری مثل انگلیس یا غیر آن دو چار این طور مهلکه میشد که دشمن مستعده
عالمی با همه نوع استعداد لشکری و یاری و مساعدت کشوری در عرصه جوار مملکت خود با و اعلان جنگ میداد مرد
میدان محاربه دو ساعته نبود چه جای آنکه یک کرور قشون بکشتن دهد ! و یک کرور بر کرجک تا مدت دو سال
نگهداری نماید ! و دو کرور بسر عُدات و جلا و متعد ده تحت اسلحه حاضر داشته باشد ! علاوه بر آن در عموم ملت و تمام
مملکت داخله و خارجه او شورش و طغیان برخند رای و خلاف مقصود آن دولت روی دهد ، پس دولت سنیه
روس با این همه صدمات و خسارات واقعاً روئین تنی بوده که خم برابر و پیش نیامده و هنوز امید وار باستقلال
و اقتدار دولت وقت خود میباشد ، اگر چه تا چندین سال بآن مقام و مرتبه اولی نخواهد رسید باز هم رویه بزرگی
و حشمت را از دست نداده کما فی السابق اظهار حیات مینماید و این صدمهای بری و بحری را که در حقیقت هر کدام
دارد
باعث اضمحلال یکدولت مقتدری است در قوه تحمل دولت روس بود لاغیر ! دو صد من استخوان باید که صد من بار برد
! آری شتر مست کشد بار گران را ، ای دوست ظاهری غل و دول عالم و ای دشمن باطنی ملک و مال بنی آدم !
خود انتشار داده و قائلی که روسیان را قصد تصرف جا و اسلامین بود از آن جهت گرفتار انقلابات و دو چار زحمات
مهلکه شده اند و حال انکه سختی در این مقوله نبوده و نیست با وصف این حال اگر راست میگوئی ببین حال من سپنتی بیکین
تو هم امر چنین روزی اندیشکن ، اکنون که ما را صدمه روزگار از خیال کشوری عقب انداخته تو چرا گاه بکویت ملک عثمانی
دعوای جزیره کریت میسازی و نیز مسئله مقد و نیا را بهانه میسازی بسبع فارس را با نبار ذغال و سیستانرا بیسوغال
کیهان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
