Machine transcription
نسخه ١٢
در ژاپون
خاتمه
صفحه ٤٥
کسیون بکابل بپوستی طلوب قسم سالگشتی بژاپون سر افرازی بیفتر قاومت بعهدی شویا مکمن تمنای کین و مگناز مجد کلیب کین پادرا ز
نشاید گشودن باسلام دست که حاصل نیابی بغیر از شکست خداوند یارت بمسلمین بود صاحب ملک و پناه برسد و دین
پسند ار کر جیو آید بجنگ تو را کشور مسلمین مید رنگ و یا حمله ورگردی از راه آب بفتح نثار شوی کامیاب
چو اسلام را یاری داور است هم مدن لشکر کافراست بنیروی یزدان و امداد بخت تو را بر آید بسو کار سخت
قوی دستئی آیدت از کردگار چو رستم که بر قصد اسفندیار نتابد بتنخ از رزم و میدان نو نه آزرده گرد در پیکان تو
نترسند از شمشیر و تر تفنگ چو افغان بپو پر پلنگ بپشت خور د تیر سزنده گی که ترک جهان کوئی وزندگی
شود مغلوب حالت لشکرت فتد رخنه بر ساحت کشورت زسنگی بگریزان شوی سویسی چو از پیش ایران که افراسیاب
بدریا شود روزگارت سیا بخنکی نیابی بجائی پناه جهازات جنگیت را سربسر کند توپ بیدو در زیر و زبر
نه تبت نه کابل نه دریا کنار نه خاک چمن گوز که قندهار بضبط تو آید جوالکای هند که یکسر بتازی باقلیم سند
نه بر کشور نیمروز و کویت نه در مقد دنیا و ملک کریت نفوذ تو یکباره گیرد مقام بر شکر دیگر بکین واسلام
زاسلامیان دیده شد بارها که کردند چون تیر آهی رها کند فلک دست دشم شست بجیش مخالف در آند شکست
همان تیره آه است اندر پرینشین که ژاپون بمان غالب اید بجان چه در کش بگفت فروکوی گیرد که سردار توران بروز نبرد
فدائیک
عیان دید چون نیزه دلبری زحیرت در آمد در را بچنگ بپرسید کاین نیزه جان خراش ازان که باشد در این رزم کاش
بگفتند کاین ناوک رستم است جو او نامداری بعالم کم است چو بشنید تورانی بدسکال بگفتا عجب دارم از پورزال
که بهرکش خود سنان داده بجا بدان خصم را آردارد زپای یکی گفتش ای نامدار دلیر تورستم مخوانش بپو شمرده شیر
گراین تیراز ترکش رستمیست نه بر مرده بر زنده باید گریست آلقصه مکالمات روس وانگلیس و سایر دول خارجه برقابت
یکدیگر در اینمقوله زیاده است که مؤلف احصائی تسبیح آن ندارد چون کلیته مقصود بیان حالات و شرح احوالات دولتین روس
و ژاپون بود که با دملت عزیز اسلام و هموطنان محترم والا مقام بخوبی از تفاصیل رویداد کار و پیش آمد بکار ماضیه و زمان آتیه
آن دو حریف مردانه مسبوق و مستحضر شوند و بدانند از چه راهی اثر دهای مغرب رخ بجانب کشور سلطان مشرق نهاد
و آن شیر شرقی چه طور پنجه دلیرانه در دفع دشمن غربی گشاد و باید دانست در این مقدمه از اعیان ملت و رجال دولت ست
پادشاه روس چه حرکتی بر خلاف تدبیر سرزد و و لشکر سوار نصف شکن و پیاده کان پیلتن ژاپون چه تعلیم دستوری از شاه
د و ر بوجود که بر طرف رخ نهادند و بهر میدان باز و گشادند چنان ثابت ایستادند و بهر یک داد مردانکی دادند تا
عالمیان از تصور کردار طرفین در بحر حیرت فتادند و اغلب بات ماندند لذا این بنده درگاه آله محمد یوسف هروی المتخلص
بریاضی که بعضی فنون لشگری و قوانین کشوری داخله وخارجه را تحصیل نموده برای خدمت ملت نوع خود بتالیف حال و بیان
تواریخ دولتین روس ژاپون بپرداخته از روی صحت و دقت وقایع شرق اقصی و تفصیل محاربه طولانی و حادثات و فتوحات
دولتین روس و ژاپون را مشروع برده و از بفضل و دو شکر بلا سفایت و بیلا خله مزاج کوئی احدی برشته تحریر کشید که ابناء
وطن ومت پرستان عثمانی و ایران وافغانستانرا یادگارباشد (فصل اوّل) در بیان حال ملت ژاپون است که
دارای دوازده صفت و دو خصلت پسندیده اند صفت اوّل آنها خیرخواهی بیکدیگر است که در غیاب وحضور صمیما مایل بترقی
و پیشرفت مقاصد هم میباشند صفت دوّم ترک نفاق با هم و اتفاق کامل دارند صفت سوم احاد وافرا دآن ملت را
مال اندیشی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
