Machine transcription
خاتمه
صفحه ۴۳
نسخه ثانی
جهان بر کجا و نهان از نظر
بر او آشکارا چو خیر و شر
شهنشاه دار و دیار امم
فلک بهر تعظیم او گشته خم
همه نور عین و همه تاج سر
بخورد و یکایک بشرح فر
از این چار ده کوهر آبدار
که شد اشنائی زمین برقرار
ہر انکس بود شکر ناگزار
مقیم علی النار بئس المصیر
سلام علیٰ نور البزغ عشر
بهم ربط و تخلیق قر البشر
و من حبهم تطمئن القلوب
توسل بهم فی نجاة الهرب
بهم قد بحا کل من قد خبا
ولیس لنا غیرهم مرتجی
تو زان فایق بیچ نیمی ببرم
او زان توای آبریزی نرم
مه بی بدقه صورتی دای
به پژمرده انگار کوه وابی
خلاو کنه جرات پیشان
چینی نمو شیار د سیم آئی
بروسی پرداوات ایوبان
فروشی آئی وه فتور بیان
ایسی خود میشل مانند ہی
که آدم کیا او د دو فرزندی
سی این آنگنه بیهنری فورین
ایقیکو این طپ و خار کوسین
د نظم م پذبی نشستم دگر
کز نام این چار ده خجسته
به خو د بز گوک بخویم پارسو
که بهتر شو از خو خو بپارسو
چنی چار ده نفر ک نازیا
ندار سر افی بر دوی سر
رسول خدا را فدا شیم برا
بقر بان صدیقہ نامدار
نکو تہ غیرا ز دوازده امام
نمایم دگر هیچکس واسلام
انہ ئی خلافت مکن بر نکو
کہ یہ شیرم پی لا جو تہ
چه پی کنی نه به تو تبہ بزار
مکر حب آن چار ده شهریار
محبت نورزم بجای دگر
بغیر همین چار ده تاجور
حبیبیا بر این نکته نوش لب دال
وزان نیستش نزد یزدان بال
که در این رباط قدیمی سرا
ز خوب و بد جمله ناموس
نه ارند اینه گاهی بخاک
گر در گه چار ده نور پاک
باید زکبیر سیاه و سپید
تولا بجویند با صایید
بر این چار ده نور گردون شرار
که باشند از هر غمی رستگار
خوشا حال آنان که در بندگی
از ایشان ندارند شرمندگی
مشیرینا سخن بس در این گفتگو
خبر گر ز تاریخ داری بگو
که در تحت این گنبد آبنوس
چه شد قصه جنگ ژاپون و روس
چون وقایع شرق اقصی و محاربه بین دولتین روس و ژاپون از اہم مسائل و اعظم وقایع روی زمین است
و اکثر ارباب سیاسی را متحیر ساخته و هرفنی را در بحر تفکر انداخته از راه حقیقت اکنون جالب نظر دقت عموم
عالمیان است و بوہم و قیاس نتوان تصور نمود دولت مقتدره روس که کوس لمن الملکی در آفاق میزد
و بیرق اقتدارش هر کشوری از صفحه خاک افراشته برد بحر عالم را در کنف سلطنت خود داشته گوی سبقت را
بعلو ہمت از همگنان ربوده بود و هر یک از دول و ملل عالم با ظهار اتحاد و امیده ہمرا ہی آن دولت بعینہ عدلیہ
فخر و مباہات میکردند و نطق و رای سلطان عظیم الشان ملت روس را مصدر توجه و محل پیشرفت امور
کلیه قوانین وتسلیم جمیع سلاطین با غز و تمکین میدانستند و هیچیک از دول عظام و ملوک سپهر احتشام امضا وقطعات
گیتی در تکالیف و پیام اعلیحضرت امپراطور اعظم فروگذاشت ننموده با نجام واطاعت حاضره بالخلوص نیت
ناظر حرکات وطالب ترضیه قیصره وقت روس بودند چه شد که در عرض مدت پانصد و ہشتاد و پنج روز
محاربه طولانی مشرق اقصی با دولت جوانبخت ژاپون بہیچیک از میادین خشکی یا ساحته در یا شاہد فتح را
بطوریکہ باید و قسمی که شاید در آغوش نکشید و مدعیان واقعی و دشمنان حقیقی او از قبیل دولتین انگلیس و
امریک و دیگران که سالها انتظار ضعف حال و انقلا ب احوال دولت و ملت روس را داشتند فورا شحم
شرارت بدانغه کشور شگا تا بانواع وسائل و اقدا مات مختلفہ سطوت و قدرت و شوکت آن ملت و دولت
از میان بر داشتند دیاری و همراهی بخصم او کرده بس از حصول مقصد زبان طعن کشاده بنای عوام فریبی نهادند
دوست
پیوسته در هر زمان
بخوانده زبان
سنجابها تم بر در استمر
سزاوار فانی
یقینی برآورده آمال جود
ولی سر بخاک در این جا بسود
بیزنی چه د اعد بستر بشود
مینی بخوان چارده معصوم اینی
و اطاعت دار هم تو باش
دین خدائی این است ولی
بخواهندا زادگی
بست چون دوستوی اعدای دوست
در جهان پیشین بر
ہیچ میندیش زین جهان دنی
محبت نمودن تو زان سروری
چه درده چه در گور پاداش
بشاند گل و خوار ماند باری
مینی در طعن خورند بارام !
هر نامرادی بر ورد حسرترا
نوابی
بنی نہ دیگر که با نی شوم
که جاد و نخوانم در بارگاه دوست
دائی در دوست
بستی اطاعت کن با کمال
کہ بر اور دا نیاز تا خبال
اور خواجہ کا پتر
نمد سلطان کو دستان به واده
میدانم که دستان بزم اور میری
از اینم از
اور میر مهم انت واقع ۱۱
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
