Machine transcription
منبع البکاء صفحه ۴۲۴
قال النبی صلی الله علیه آن نبی هاشمی فخر عرب آن محمد خسرو عالی نسب آنکه شرع انورش در عالمین گشته زیب افزای خلق اولین
صلح من صالحک جمله یاران او کان کرم سر بسر اصحاب او شاه امم خاصه آن شاهنشه دنیا و دین حیدر صفدر امیرالمؤمنین
علی خیرالبشر من شاه مردان صاحب تیغ دو سر ابن عم حضرت خیرالبشر حامی قت امام لو کشف آفتاب عرش و سلطان نجف
ابی فقد کفر جانشین مصطفی یعنی علی بود چون داماد در صنف نبی شد پناه امت و یار صفی
قال النبی یا علی تیغ او اسلام را آباد کرد لطف او قلب محبان شاد کرد جلالیش دین سپر مه جمال کی رسد چون شاہ این فرخنده
ومن احبک طالما زان بحق واپس شد بر سما کش بود در آستین دست خدا بعد از آن دخت رسول کار فاطمہ شمس ضحی بدر منیر
قال رسول الله اکنه شد صدیقه حق نام او شیر افلاکست صید دام او باعث ایجاد خلق و سوا رتبه اش بر کشور هستی لوا
فاطمه مهجة قلبی از وجودش هر دو عالم پایدار فیض جودش بر صغار و کبار هر دو فرزندش امام عالمین آن یکی نامش حسن دیگر حسین
قرة عینی ثمرت ہر دو پور مرتضی سبط رسول زاده آزاده پاک بتول گوشوار عرش و مرکز ذکاء هر دو در اقلیم وحدت تاجدار
فوادی ایه آزادی در ماندگان هر یکی مشکل گشای بندگان زان سپس با داستیفای فرود پر شہید ان غریق موج خون
ایما فاطمة فداها یا در اصحاب شاه کربلا آن عزیزان بغربت مبتلا با علی ابن الحسین مستمند آن فروغ دین امام ارجمند
و بروحی من اذی با مظهر آیات قرآن مجید مبتلای محنت ظلم یزید پنجمین حجت که علمش ظاهر است ظاهر مطلق محمد باقر است
من اذاها فقد اذانی از دو جوشش پایدین پایدار جعفر صادق زہر ب شیوہ خلق را با شد امام در صفا
والله انزلن لا ابنتہ ز ششم آمد آن والا تبار شش جهت از ذهب ا و بر قرار موسٰی کاظم امام هفتمین آنکه باشد قبله اهل یقین
دجله المدینہ مجاء داد درس صادق آل رسول از خطا تا روم و ایران و حلب نو شہ او شب پر تو طوس برش او پر نور جمع آبنوس
امیہ بجرامید وار خسرو هشتم رضا میر اُمم شاہ اقلیم عرب فخر عجم خاک درگاهش عیان از توتیا آب و آتش مدرن جود و سخا
عایه و لا یدع ز هشتم او تقی بر نور چشم آنکه بی مهرش حقیقت گشته کم مایه جود ازل یعنے جواد آن امام متقین باب المراد
من تمسک به نجا حجت و شرفقی شمس و سها آستان را دافع رنج و تعب در شماره یازده یکسر شری آخر با حجت حکم عسگری
ومن تخلف مخزن و سرمایه عیش شفت آنکه ایجاد نیت پیشه اش هر که جوید محبت اثنی عشر صیدلیست آن خسرو با شاد
هلک صاحب الامر دله به عصر داد معنی آیات فتح ونصر داد تیغ او بنیاد دشمن میکند عالم را رشک گلشن میکند
دیگرا حوالترا که چون زراعت بهر باران نیا عرش و فرش از نور او یابد آفتاب از مهر او تابنده شد
بدان میدان دره بر ظهورش دیده ها در انتظار بر امید لطف آن میر و لا هر که از این چارده معصوم پاک هست منکر از خدا پیش است باک
مشهور شده داده ام امید دل با حب او این انوار قدس حضرت خاتم النبیین از دلهای بعضی بیش ازین خبری نپرس محفل مصطفیٰ
مرثیه در شرف رحلت در وفات حضرت ختمی مآب احمد مرسل شد اشک رقاب اشک جاری گشت از چشم ملک خون دل گشته بر فوق فلک
رحلت بر فرق خلایق خاک غم عالمی شد غرق دریای الم تا که رحلت یافت سلطان حجاز ابنیا اهل عزا گشته باز
شد زمان محنت چرخ و شهر در عزای حضرت خیرالبشر چون نبی با خاک ہم آغوش شد شمع بزم دین حق خاموش شد
حضرت روح القدس پر خوی این مصیبت بر و مسلم رو نمود در مدینه آه و افغان شد بلند از هوای فوت شاه ارجمند
این الم قلب جهانی را شکست چرخ باب صبر ویر ابست شادمانی بر کسی روزی شد فال این محنت بفرورزی نشد
آسمان دست ستم از آستین عائشه را در محنت حاضنند گشت از تأثیر آن آه و فغان هر زمان غمی پیاپی در جهان
نسج در کف بر کشید اشتباه بر یتیم نو به نو خو دست داد خون چودریا گشت از دلها روان بر عزای خاتم پیغمبر ان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
