BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 429

Page 429

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 429 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

غزلیات بفهم کا درمیدان عشق انکه قدم بصدق در راه تو کردی بکام میماند روا جفای تو چون کوثر است ناب میدانه زول چشمه او شربت طاب میداند در اینک دیده مردمان بهم کجانی بطنز تو به تو پرسم همان در اب میداند بکوی دوست مریضا ضیعی از ان بگزید که در حریم خدا یاری از عذاب میداند کرم دیدم که در بزم خاصه مرا کرد غوشی پناهش نمود قسم دادمش کی بکاه بکعبه دوست اگاهش نمود واکنش باشد که در خامی هم مسلم از تو مه تابانش نمود جان فدای اسش کنم در نه دیوانه عشق است پناهش نمود از وصالش که میشود داستان حل این مشکل حواسش نمود بیخات کشنگ همبرانش تا قیامت از او بکارش نمود ملاذ الکباب چون مریضا ضیعی فتاده در راست دیگری کلش در پناهش نمود دل آرا محبی که آهنگ وفاکرد همه با کسان ترک جفا کرد غلام ابروان در کعبه شارت نیاز از خودت رها کرد دل عشاق را از خود تب کرد بمدلش در شقایقان سرامد تمام حاجت دلها روا کرد طبیب این دردهای عاشقان شد زغایب انندش دوا کرد ای مریضا ضعی گنج خلوت مایه اتزو کیست چون بخلوت غیر زحمت مطلبی حاصل نمیشد تیر عشق تو که چون برق شرر میگذرد سوزد هم خرمن دل تا ز جگر میگذرد سینه کردم سپر ناوک هجرت انا این خدنگی است که آسان زسپر میگذرد عشق بازی که بها مانده زادم بمیراث کے بساز طمع ارث پدر میگذرد دلبر ما بود انکه بقصد دل ما دلبرانست که چون رشک قمر میگذرد شک در نافه اهو که گرد شد بخستن عبر بوی غزالهم زبکر میگذرد زحمت روز و شبست گرابیند روزیست رزق هر روز تو با باد سحر میگذرد تا بگرداب غمم بار بفریاد رسد کشتی عمر مرا اب زسر میگذرد رخ چون ماه تمامش شب هجر عیان آفتابیست که مارا ز نظر میگذرد اتش عشق که بر جان مرثا ضیعی افتاد عجبی نیست کز از ابر شرر میگذرد هرحث کعبه مقصود نه پیدا باشد قبله انجاست که روی تو هویدا باشد انچه اثار بهشت است که توصیف کنند جمله در ساحت رخسار تو پیدا باشد کو در این بادیه طی کرده ره مقصدا انکه در عشق تو دیوانه و شیدا باشد کشور عشق وسیع است کز از هر طرفی خانه عاشق مسکین همه پیدا باشد ای مریضا ضیعی شوان راز نهفتن از یار که عیان در براو ستر سویدا باشد بغیر عشق تو دل باختن خطا باشد که در فراق توام ترک جان روا باشد بکسب و کار دگر نیست حاجتی امروز مراد که عشق تو بهتر زکیمیا باشد برون خرام و گلستان ما منور کن که پسرخ تو بگلزار کی صفا باشد روا مدار جفا پیش از این شقایان را که شرط دلبری و حسن در وفا باشد روا و بدیده بیگانگی نباید دید کسیکه با سگ کوی تو اشنا باشد فهم گلی که ملک دیده را بستان میخواند بقای حسن آن شمع شبار فروز دل پروانه را چون برق مجنون از ان راه چون بلی اب حیوان گزینیم وصل آن شوخ پیشین بپیمانه ما را عشرت زندگی می بندد مریضا ضیعی اشکار پیر مجلس مینماید

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 429. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/429 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/429
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record