Machine transcription
شماره ٤ دفتر شش صفحه ٣٧٨
عرض کرده می ماند تا سگ با چوپان او را از گله خارج نمایند و همزان بالاخ تا برسد هلاک میکنند و در بسیاری ایام برستان
آدمهای قوی هیکل را گرگان دریده خوروند بطوریکه نشان خون و استخوان آنها دیده نشده و اینحیوان بسیار موذی مخوف میکال
و خصلت است بر در میزند و گسفند انرا در شبانه روزی از آویزه و سنگ و مغاکش می قلال جبال و انقاره بدست آورده میکشند برد
و کثر تفصیل حیوانات اهلی و طیور و و حوش و سباع و بهایم و حشرات الارض با داهت که مؤلف بجز به موه د هیخواست مفصل بیان
نماید اما کثرت حوادث و تعدی حکام ظالم در غابت تضعیفان قوی مانع اجمال شده از حین فرصت و عدم دست بیش از ین محتصر
قناعت نمودم تجزیه هشتم دربیان لذایذ و ناگوار یهای دنیاست نخستین از لذایذ لذت عوالم زنده گاهی صا
معشوق رسیدن و دیدار محبوب دیدن که گفته اند دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ببارد
(٢) سلطنت حکومت اقتدار و ریاست است که هرکس دارا باشد سایر لذایذ را در جزو او خواهد دید (٣) ایا
بمطلب علمی که باعث ازدیاد فهم و فراست و بصیرت اطلاع یابد (۴) مكنت و دولت بسیار که همیشه عاید و حا شود و
برسد و خورینش او در زحمت و مشقت تحصیل نیاید و گفته اند دولت آنست که بی خون دل اید بکنار (۵) بمقصد که مطلوب ست
نایل آمدن (۶) بنجی قابل از ظالم و دفینه محرمان جستن مریضی که غیر را بدان راه نباشد (٧) در هنگام خستگی از ما د دید و باز
خوشش و فربه سوار شدن (٨) در شدت گرسنگی بطعام مرغوب رسیدن تناول کردن (٩) جماع با محبو می که تمایل
و پسندیده اندام (١٠) بعد از فراغ جماع فورا بپهلوی چپ خوابیدن و خوابجانب کوه کشتن (١١) بتک نامی مسابقین
و جمعی را بنحو و امید وار دیدن (١٢) عبادت پروردگار د اطمینان بعدم گناه کبیره و بحر خیزی که شفا صد عمده از آن
حاصلست سخت ترین مصایب عالم رخنه در دین نا موس رسید بخضی که چاره تلافی نتواند (٢) داغ جوانان
و اطفال شیرین زبان که رحلت کردن نهار ما در و پدر و برادر خیلی ناگوار میشود (٣) محتاج بودن جوانمردان بانشخاس
دون همت شکم میشم (۴) متهم شدن بمطلبی که خود انسان بد انمطلع نباشد (۵) خیانت و عداوت نشستن با اشخاصیکه
همه وقت در تحت حمایت و ظل عنایت کسی زندگانی و استراحت نمایند و بنان و لباس او پرورش یافته باشند اما
باولی نعمت خود در افتاده خیانت کنند یا عداوت ورزید برطرف مقابل بسیار ناگوار ست (۶) بر دارنده گاوی
که نادار میشود در دنیا چند مصیبت عظمی ست (٧) محبوبی که مطلوب دل باشد با تخیر مربوط شود (٨) محق
بودن بعرایض و مطلبی که دیگران تکذیب نمایند و حاکم شرع یا عرف باحقاق حق اقدام نمایند (٩) امانت ود یعی که
نزد کسی داشته باشد و او انکار ورزد (١٠) رفیق عزیز و دوست نمک خوار انسان که خاین بشود یا بعزیزت حیله مقدا
نماید و یا صدمه برسد مد شخص صادقی که بدون خیانت با او طرف باشد خیلی صعب است (١١) کار برای شخص دارا
باشد و از طرف دولت دست انکار را لعنه بغیری خصوص لنو بز و دستانش رجوع کنند و خودش را معزول سازند
بسیار شخص سخت میگذرد (١٢) نیکی نمودن و خیر خواهی کردن با اشخاص بزرگی یا هم تراز وی خود که قدر
نیکی و سعی خیر خواهی را نفهمد و هم تو آیانی تربیت نانیسی که در چارا شخاص نفهم بیوفا با بی حریت ست و یزین
انسان مشاق میشکو عذاب آلمتر میماند لذایذ و ناریمها و نارینان در حقیقت روح را صحت یا حبس عذاب الم
تجزية يسم در معالجات با کونی باطریق بدفع نوا هیچ دوائی بهتر و مفید تر از برگ درخت الوز زرد
که مثل چایی بنخوری یعنی دم کرده باقند یا نبات صرف نمایند ناشته روز روزی سه استکان عصر و صبح کفایت ست
دستور العمل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
