Machine transcription
نسخه ۴
دفترش
صفحه ۳۷۷
بدست میشود تا باندازه که جان خود را فدای کینه متقابل گرگ با حضور صاحب میبرد و نیکوترین اینحیوان در مسقط بهم میرسد
حجرہ ششم در شرح حال وحوش است آہونی دشتی حیوان پاکیزه و رمنده است و بانسان مانوس میشود در بهترین آن در مناطق
تبت و دشت ختا و بیابان ختن موجود است که مشک از نافه آنها بحل می آید مارال گوسفندان کوهی را مینامند که بسیار شجا
و قوی ہیکل و پیچیده شاخ میشوند و در قلل جبال مرتفع سکنا و نشو و نما دارند و از اینحیوان ببالغور و در برستان غزنین و کابل و هرات
و کوهای طهران و فارس و اصفهان و تبریز و کلاب قوچان و ہزار مسجد خراسان و جبال اندردلان و کوهستان قاف و کاف بهم میرسد با داست
و در سایر نقاط بهم نمیرسد ہمچنان بز کوهی گاو گوزن حیوان هر بر قوی ہیکلی است اغلب در دشت و شر و را تفاق می افتد
وانی و دمیر او ندارد مگر جنس ماده انها که شاخهای عجیب و بلند دارا میباشد بعلاوه مانوس میشود و ازین حیوان در جنگلهای مازندران
و جزایر مغرب و جنوب در بعضی نقاط روسیه بهم میرسد جای دیگر نیست خوک کا و حیوانیست پر قوت و دمی دار د بزرگ تر
از دم اسب بہنگام خوابیدن دم را فراش و بر پای خود می سازد و مانوس با ادمیزاد میشود و مدن باید اینگوه ای مرتع حل می نماید طاق یا تاق
از انحیوان جز کوہستان پامیر و بیابان آن در جای دیگر دیده نشده و گوشت هر یک از انحیوانات که ذکر شده حلال و طیب است درختی است که در
خرگوش حیوان مظلوم و قافیست و اغلب خاکی و برخی سفید و بعضی زرد رنگ میشود در شوره های انیحیوان در طاق زار ریگستان متولد میشد
و جنگلهای جنوب و در خانه و نقاط بادیه بیشتر دبع سکون دار ای اینیحیوان است و اغلب بشتر است افا قدومش مخالف گوشت او را
میخورند لکن بواسطه حیض شدن کراہیت او زیاد است و دو بچه یکم غدی آورد چشره با صلاح ترکی بر قراو یعنی از خرگوس
سبخیط مینامند در قلاع کوہستان نشو و نما میکند انات قالینو و پانگسه و کادم و چقند و و سیب زمینی است و دو بچہ یکساله هم می آورد
و گوشت آن در بعضی امراض مفیدی اند خوک در کوهستان و اخن زار و جنگل پر درخت فراوان و حیوان نکاسبی است و دمت
نصاری انها را حلال دانسته میخورند و بسیار بر اثر مت نموده تخمید لوند سالی یک بچه و بعضی اوقات در یک شکم دو بچہ می زاید
آنرا ہر کس دارا باشد هر دم بآذان شتر خواهد هست همه چیز او بقانون شرع مقدس نجس و نجس است بسیار مکار و خود افت زارع است
زرافه اصطلاح فارس شتر گاو پلنگ حیوان عجیب در جنگلهای هند و افریقا زیاد است حجره هفتم در بیان حال سباع است
شیر سلطان سباع و شجاع و غیور پر قوت است و اخلاص مخصوص با آدمهای تسلیم سلام دارد چنانچه کسی در گاه دو چار شیر شود اور
نجی بشیر خدا قسم ہر ہا بدا غرضدار نمیشود نشو و نمای اینیحیوان بلوند بزار و جنگلهای دو را از آدمیزاد است و اکنون بجز ا فریقا و ہندوستان
و بعضی نقاط روسیه و طبرستان ایران بهم میرسد و جای دیگر ندارد تاثیر پوست ان غیرت سنجاست دستهنور است و باید در محلی بپوشد
که اطراف آن آب جاری باشد والا مورچگان تلف میکنند و شکار شیر گاو جنگلی و حیوانات بزرگ است ببر در قوت و شجاعت عدل شیر
و بسیار مهیب که از سر تا کمر قوی و از کمر تا بپا ضعیف و ول آور و چشم معاقش مرغزار و جنگلهای جنوب و دهانست و استخوان انحیوان
سختی است که کلوله سرب بر آن نمیکند رد و اغلب استخوان بدن بر محرق نیست د علام شجاعت و تهور موثر و طبرستان از انیحیوان قاوس
پلنگ بدل ببر و دلیر تیز چنگ و پر جست و خیز و افت است گوسفند است چاپراک بلکہ در رہ افتاد و بستی گوسفند را گردن
شکسته و ضایع می نماید اما خون یکی را میخورد مقام اینحیوان اغلب کوهسار مرتفع پر شجر و قلال جیب جنگلها است واق سبحہ کان او گرگ
یوز بدل پلنگ در جنگلها و بیابانهای طاق زار بهم میرسد اما کم از ار است گرگ حیوان در ددلیر و شب گرد و شکر کیت ہر
چیز جلہ ببرد و افت هر نقص واو نیست حتی شتر و اسب میکند باین ترتیب که غفتاً بر او سوار شده از کوهانس می شگافد و هر قدر
میخوائد میخورد و با اوقات گرگ بہروت داخل گله گوسفند میشود تا صد گوسفند را مجروح و مقتول مسازد و خونش اگر دست
عرض
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
