BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 38

Page 38

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 38 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

نسخه اول قطعه بیان الوا صفحه ۳ شرم داشته و از قباحت سئوال عمل و عرف اهل صفا و بندۀ اکرم خود وجهی از ناز و نعم مآب ندارد اما پس از انیکه بطریق تلطف سطور بالا ناطقه پردازهم باکالی شیر علی دادند دست آغاز و بروز چانچه در حاشیۀ کتاب که همراه اورده بودند در کر اسیه نظریه و سطحۀ اعتقادیه با اشارت قام از بان ناطقه شنودم و بغایت سرورم برای احترام غایتیکه در رسالۀ بازم جزیره آراست بقیۀ ارادت مراتب عیال پرسیان دالامیر مستلزم تمام و یا کا بر راهیم بر دلالت میانه که محو صانه حوابم در قالب چند رقم صدفام بنیاد می نهادم نظم نیت فرمودن بقدس اعلی که هر خدا را هم شفیع قراری بکم مین میرود مؤلف دیدم و پندار وحش که الدواع اد هر چند می نمائی بترصد سکوت که دم در نیاید تا حضرت سید سما جانان سید و عار ما ریناب پر سبر و سینه بقدرت آثار مقدس که در لطف سخن عبارت که بازده پا هر ترنش نه بوسطی که بال این یک بود از دمرد نظر او اعلتر داده بودیم این گل سبز کات او شرت است بپرسید عرض شدم چانچه از استیمات شری مؤلف هم انوقت از میان نیست ماکردم را شکایت اینقتر با جنابت با هم موقتا نه بر من نیست و کجایم مکه ارادت بخنده است از انجا بنجا بخانه حضرت حمیده مقام آقا کاج کبیر اله مظم آقا شیخ ال پایان نام جلالت بناب میرابراهیم محترم مشرف که مرجع اکابرست دیم درین جن آن جمعی که مرا از بر آقای معظم الی پناه را درامد و تسکین اداد ضرت آقا نیز هر بنام ان اقا ی گشته و تبسم عار منزل نمودند که حضرات بات کا جاب کار که در خرابه کم خینه مبا مشوت است معطیم پنا نیت را آقا مورد الطاف و ابواب کارهای نموده تا روز عید فیروز یکی از اقای مجاور شر تولیۀ انه اقای اقدی عظم هم مشرف شدم بگاتی ایمیه سرودم که در اقاب دست خود بشتاب ما را از او التفات است چون احکام اعا بپرسید مروات گذشت اطهار محبت فرمود انا چون قابل نقدی آقا دخونشان در محفل ان رضاء چیزی داشتم فتح تسلی اقسام مطلع الانه به ابی از قریب القلب به مؤلف اکنون نداشتم خرده نه در سوزم شه نمیتوانم کشی بسم هم که از یار غایت بی خطابی هشت و انجه شت از اقار و در ان خرابه مرکز تب بیان نیامده انی لفظ در قبسیتی که خود حضرت بجای کان که در ادا طلب و حقوق که نه بر یک رشته شری و هم مقرره تصویر میباید چه رسد انکه مطلبها چیه محوقام را با هم بر کار بنمور خطی دوه بیداند چه عرض میکنم معاه سلطانیه مقام سیده ما بطهار بران هر یک از داقیان د اشخاص مغرض که شکایت مؤلف انوقت ان اقای قمر انطوا یه فوزاً فوز تر ہے بدست آمایش مؤلف باید عطار فرماید انا کلمه در رسالای بخود نسبت داده نگارنده که دلیل برفع قصه ببری این سخن پی بر کتابے نشود بیجا نقراض فاحكم بيني و بينه با أحكم الحاكمين میدید بعضی ان لفظ را بچه والله يعلم انجه میگان کار دارد حق خود را درینها بردارد هرکها را عزیزیزیزی ابد کرد کاوش عزیزیزی دارد حمید میگوید با چاره ناز که با این سرکشت جوان در مانه وقت جاندان هم عیسی عارض اقادر ناب و علت نه طاقتی نمودم چون قا دیام مس در پیش دانه بستم و ز دو پوست ملک خطالم ودون از ونترین هموم تم رستم نه هم و نه و نه دان ان اکرم مرا دست حضرت جاب کا ی ام میر محلتم بیانیت مادیگه اقامت در شیهم انه این فوق بیم بخلی نمیدانم در ین جای دستام کم دوستان یاده که تیرین و شیرکار بار است دست از کاهان زنانه تا لطف عنا نال حالت انیقی اندیه نه انوزنای ندارم خود نام که در ام التی بانیم سرم حق پاها نه هط به شام که رازی را با صفتی یام و رانی که آنحضر محترم می ابا راه یادم بنا علی بستی را بو داده را خمیر مایه من پاره چون که فریم در سیم شادم چون نام ین کتاب بیان الواقی ات ابقم طبقات کار و ای امانی نفرمود که اسامی آن دراین چاپه مندرج است حشر خواهم چون میتوانستم غیرد دبیلی اشی و وقیع حواله خود بدم مؤلف دو نتیجه این سرگذشت ای پر خطر د مجله از به کدام پایش اول بجر به زیار کرده پویا یامردم روزگار با از اصلی وای طلق و خوام شاخم و زنگ در حال هریک بخوشنم استقصاء صفی را در بعضی نداره دستم ومل آن در پایا کبا حضرت موسی عی اسلام حشاته حته خلفه بهش دو دینه پر و ماکار را همیدم درک راهنمای بی نوع بان است دادیم زیر این مدرم زان پر غضب الی درک حاکانات یزید دوم مش فواد اعا اسمت شری دور پیاری با نام بیان اقدام در تحریر کتاب مطار بحر الفوائد بی شد دل سطو امارات کر سکون بجام فروش نه بوی هم بزبان تن گوشه و بکاری خویش نالظفا هم ناق سهم و کشت بھایا معاران بجرود بط طرانا و ام کیا ارمان د خورش زمان را در هر راکانه کار در این بوقت بین انان برداشتم از طور دل نمود پرست زوال دوام با یکدیگر میوه ای بظر معز ایام من دبریزان و عام بات شنبه ها کرو تحریر نو دل درین بخند توبتی و بون گزین دم الازوم ولی پار چه بدی در راست یا حاری با خردی پیش کتا بای ایش شب نخون پر قواید براز کیفت د تابان بار بأدلو فون کان نطق بامی بری اخر شجاعته در سرگذشت مؤلف در بام رسید زیر بالا برای است در خواندن که در کنایه با و دافراتر بونی قصه بيان الوا نسخه اول

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 38. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/38 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/38
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record