Machine transcription
نسخه سوم
عین الوقایع
صفحه ۳۱۲
نمودند سودانیان حمله بعیثار برپردلان ولوله سوی توپخانه نهادند روی همه تیغ اندرکف کینه جوی
بسردار مصری بهنگام شلیک همانات را داد فرمان تک کشتی بجنگی نمودند ساز شررریزی از توپ آتش گداز
شد آتش فشان آب و نیل که سودانیان را نماید ذلیل جزاءات جنگی زهر رهگذر ببارید برجان دشمن شرر
چنان رعد و غوغا زمین گیر کرد که چرخ کهن از طنیش بکاست بجرخ برین رفت کرد و غبار بشد سخت سودانیان ناگوار
شد از مجرد برخروش توپها همه آفت جان مضروبها در آویش کارگر سخت پیست بفصل خزان همچو برک درخت
که می در فتادند بالای هم کشیدند در خون سروپای هم و زان قوم چون سخت کشته بشد بخون فسرچه آغشته بود
پریشان آن جمع را داد و دست در آمد باروی ایشان شکست سراسیمه گشتند از کارزار نهادند آنگاه رو بفرار
ریاضی چه خوش گفته در شرح حال که سودانیان را بد آمد بفال ولی شرط قانون جنگ آوری بود در ید مرد نام آوری
که لشکر بخت نظام آورد عدو را چوروباه بدام آورد بداند کمینگاه و قلب و جناح خبر دار باشد زشام و صباح
بوقت صف آراء لشکرش ببند در خصم برکشورش بپسند که دشمن کجا آمده بداند که آنجا چرا آمده
خیال عدو را بدست آورد و زان برخلاف شکست آورد نه چون مرد ژولیده مو حقیر که بیهوده نامش گذارد امیر
نه در سر خود دید میدان جنگ نه آگاه از کار توپ و تفنگ نه تدبیر در حمله بردن کند نه اقدام در پافشردن کند
ندانند که لشکر بکاه ستیز بزودی گذارند پا در گریز کزان فکر در ساحت رزمگاه پیاپی به رزم اندر آرد سپاه
بهم هم عنان لیک از هر جیا صفی آتش افشان و صفی بیصدا نمایند حفظ یمین و یسار ره خصم گیرند از هر کنار
بتدبیر هرگوشه جنگ آورد بدشمن جهان جموتنگ آورد بلی جانشین چون بها ندیش بود امیر سموم در ادیش بود
زحق گشت دور با شیطان قرین با سلامیان بود دزد طریق از انش خدا کرد خوار و ذلیل چو فرعون در ساحل رودنیل
القصه مصریان رو بپیشقدمی نهادند و سودانیان پنجه شجاعت گشادند امراجل خیمه زد باران مرک باریدن گرفت و انبوهی
از سودانیان بخاک هلاکت افتادند با وجود آن اندیشه نکرده خود را نزدیک توپخانه مصری و انگلیس میساندند و داد مرگ
دادند بطوریکه سپاه مصری و انگلیس مضطرب شدند اما توپهای (هوزروکسیم) و تفنگهای دو مدم دارد مکز و انداز زبانبار
تیراندازی مانع فتح سودانیان بود سردار مصری نیز کار را مشکل دید فرمان شلیک بجهتآ تا جنکی داخل نیل داد توپخانۀ
سفاین از نیل بآتش فشانی مشغول شد از میسره هم افواج (مکدون ولنکولن شیر انگیسی) بآتش فوج سرباز زنگی مصری
توپخانه میدان شلیک پیاپی نمودند یکباره سواره و پیاده سودان در میان آتش شلیک توپخانه عساکر ترتی و بحری مصر
محصور ماندند در آنحال نیز باشمشیرهای کشیده پیش میتاختند و سر می باختند تا دو ساعت امتداد محاربه مغلوب بود عاقبت آفتاب
تمال سودانیان بمغرب زوال رسید وسپاه آنها در تعقب شستن پراکنده شدند سردار مصری (کولن مکاب) و (لوی مکن)
سرقیان نامی را با افواج چندی مامور پشت تازی سودانیان نمود و تمام سپاه رو بجانشین در حرکت شدند در بالای
پشته که جانشین بود دوازده هزار سپاه اطراف او را داشتند عساکر میمنه مصریان با تیمی از انگلیسها حمله بردند و دوباره جنگ
درگرفت جانشین با کمال رشادت در تفریضه مخصوص لشکر کشید تا در فوج مصری با دو باطری توپ جسیم خود رو بفرار نهادند
سردار کامد اسخت دیده یکفوج از انجیلن بحراست متعاقب د قایر مصری گذاشته خودش بفرماندهی (مکسویل مکدون) سرتیپ
فوج
صورت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
