Machine transcription
نسخه سوم عین الوقایع صفحه ۳۱۱
متمهدی شهر (شوبلایا) را تخلیه نموده قوه حربی خود را با هم در ان مهیا میکردند در دوم اپریل ۱۸۹۸ نقشه شده کی
مصریان تخم نمودند و در ۱۹ سودانیان را در تخیله که به رود العطبره واقع است شکست داده اسیر محمود سردار آنها را
اسیر نموده جمعی نیز از ایشان کشتند و در ۳ اوت سردار مصری رو با هم درمان شتافت روز هشتم ماه صفر مطابق ۱۵
ربیع الثانی ۱۳۱۶ هجری مقاتله واقع شد و عساکر مصری و انکلیسي تار و پود معسکر سودانیان را از هم کسیخته فتح نمایانی کرده
و اساس دستگاه جانشین متمهدی و اوضاع دراویش بهم خورد بهر تفاصیل که میله ۱۵ هجوم سودانیان بشهرام درمان
و قصد عمله بار دو مصری داشنته سردار مصری خبر یافته همان سپاه را بتشکیل قلاع مرتبه آورده بفرمان خواب داد و طلایه
بیرون کرد هنگام سحر شیپور حرکت نوازیده پانزده فروند کشتی جنگی زیره دار در نیل با پیاده مصری از میمنه و عساکر سوار
انگلیسی با افواج زنگی و توپخانه از میسره وحود سردار قشون ارکان حرب بقلب سپاه که تعداد تمام عساکر او بقرار تفصیل
پیاده و سواره نظام مصری بیست هزار سواره و پیاده اعراب و غیره که بامداد آمدند دوازده هزار پیاده و سوار
خاص انگلیسی نه هزار که جمعا چهل و یکهزار سپاه و ۷۲ عراده توپ برتی و هزار نفر هم مجازات جنگی بقلع محصور دند با توپخانهای
از هفتصت سقی اطلیب که مشرف با هم درکان مستوجبه (کرری) و (قران ایشی) و (جبل ضرغام) شدند یک ساعت
و نیم از روز گذشته طلیعه سپاه عبدالله التعایشی جانشین متمهدی از طرف ام درمان نمایان شد و لشکریان او که متجاوز از
پنجاه هزار سواره و پیاده بودند منقسم بپنج قسمت شدند خودش با اجزاء بزرگ در قلب زیر درفش سیاه امیر یعقوب در میسره
با سواران عرب و توپخانه در میمنه و سواران و پیاده کان طایفه بقاری قبیله متمهدی با بیارق سفید و کبود تحت صیانت
امیر عثمان شیخ الدین در میسره و قسمتی در جناح و برقی ساقه دار سپاه بودند وقتی فاصله بین طرفین بنهزار و شصت یارد رسید
توپچیان سپاه مصری بشلیک سبقت گرفتند و توپخانه سودان نیز جواب دادند القصه خون ببه بیخون بین بدانسا که از باد تیغ
ز بس دود بارود توپ تفنک شبا رشد روز بنکام جنک عیان گشت بسماعت زرکاه رخ آفتاب درخشان سیاه
بنالید نای و بغرید کوس صدارفت تا کنبد ابنوس شد از هر طرف بیرق کین بلند بدانگونه کز روی محشر پسند
کشیدند سودانیان تیغ تیز در ان دشت هیجا بکید ستیز فکندند شور از دم کره نای برزم آزمائی فشردند پای
دلیرانه هر سو کشودند دست که بر لشکر مصر آید شکست مریدان جان باز مهدی طلب که بودند یکسر نتاج عرب
بفتوای آن جانشین دغل هدف کرده بر تیر پران بطل دوان جانب خصم در تند پیش بکسینه بریان و دل پر ز ریش
ز توپ و تفنک دو لشکر بکین چوانز تیر پران شد آن سر زمین دلیران بسی غرقه در خون شدند پراکنده بر کوه وهامون شدند
یکی خور و بسینه تیری چنان که پوشید ز ان جامه ارغوان یکی در دم توپ شد ریز ریز یکی بست بر خصم راه کریز
یکی کشته از پشت مرکب بخون یکی غوطه ور شد بدریای خون یکی کشته اند دم تیر کین زبون گشت و افتاد روئی زمین
یکی تاخت توسن بسمت یسار که از خیل دشمن بیارد دمار ز شلیک بسیار توپ و تفنک تتن شد مشبک بمیدان جنک
یکی حمله ور شد بسمت یمین شتابان بمانند شیر عرین که آرد تن پر دلان را بخاک بشمشیر ساز د یلان را هلاک
قبیر مخالف ز خون بدن بپوشید بر خویش کلکون کفن ز راه فراست فرس کردم که غافل خرد در چو کوش عدم
مدان عرصه شد شور محشر بپا سر سروران شد بزیر پا ز بس ریخت بالای هم کشته ها پدیدار شد هر طرف پشته ها
نمودند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
