BrowseKitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast → page 17

Page 17

Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast · pages 1–586


Page image — the source of record

Scanned page 17 of Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast

Machine transcription

قصه بیان الواقع نسخهٔ اول صفحهٔ هشتم نمودند که برای آمد شد کنندگان آنراه صعب نیاشه خداوند مرحوم مستوفی را بیامرزد از آنطرف بمدعی مرا حل منازل برسته درود کردیم اقوام واقاربیم اعیان طلبه و قراء دسته دسته برای تمنی آمده و نگران بودند که چطور بعضی اوضاع و قواعد ایرانرا مؤلف در اشه بهر حال اسباب احترام در هرات قربت تام داشت و خوشنود بودم و املاک ان مدست غاربین خود مان کما فی است مانده بود و اسباب زراعت و حاصل آن بمیر منظم بود و ما یه شست از طرف حکومت و امارت افغانستان هم کم لطفی نداره مؤلف نه یکه مسته از مرحم مسیوم که سابق بنام بنده نگارنده و مقرره بود باز بخش آبانه و آماده خود را فراهم ساخته دیدم ۲۷ و ۲۸ شعبان المعظم سنه هـ بجمع خوانین و روساء هرات و ارباب سرکاری بر سته و غوریابی تسلیم بر سته و سایر علیا و به که طرف آشنائی بودند دعوت شدند بقریه چهار باغ تر کما که خارج شهر هرات واقع است و محل باصفا ملک موروثی مؤلف میباشه جشنی باشکوه فراهم و انعقاد مجلس عیش شد هر شبانه روز تمام انواع اقسام مطبوعات شرب مجالس با بربط و تار و دف و سطو میر انه روند و سرودند و مرارنده میبر رانده و تمام مهمانان غذای صحیح و اثمنهٔ پلو خاصه صرف نمودند و در هر گوشه توشه مهیا بود که با سته از تماشائیان و عیان محترم برگاشت و در سمت یزدی این بزم سور را بخوبی چیده و سپر دیم قائم امانی وطن که در این مسئله همیشه میرزا یعقوب علیخان صاحب کار محترم ولایت تمیز سلیم رقم و بهت و چند نفر اعیان دیگر شخصا مشغول انجام و پر چسنی این مجلس شادمانی بودند خداوند آنها را عوض خیر و توفیق عطا فرماید چون برگشتیم و بای شدیدی بالفاظ یخته و ایران شیوع یافت عمری مؤلف که در هرات بود و بتعرض کرفار و مرهم شد این ایام پرستاری تمام بازماندگان مرحوم اول بلطف خدا و بعد برشمهٔ مؤلف بود چنانچه اکنون هم هست خلاصه این مسئله که انجام یافت و کام یابی به قاری و اقرا بی و خرسند نگارنده دید کارهای بزرگ دیرین افغانستان بود که نیر بار بوده و اطمینان در سمت آگاهی و بصیرت که از توجه پر وردکار و مجاست و موهبت رجال دولت ابدمت ایمان آموخته بود امید انجام و پیشرفت آنان را داشت در میان مرض بلعمر سبب چیدن شدند که مؤلف را از آنفرست بازدارند منجمله شبان بشر که ماه رجب سال که مؤلف شبتر پدر در خانه فوقانی که دو درب آمد و شد بسمت حیاط اندرون و دودمانه او سی طرف بایان دشت خوابگاه میو بود و سه نفر از نوکران مؤلف پوسته حشت نام خوابگاه در حیاط چقوبت خوابگاه داشته نزدیک های فجر ترانه ہوش کر در بامصاحبه خود مشغول راز و نیاز بودم ناگه آواز پائی از طرف باغ شنیدم کفتم جانور خواهد بود چیزی نگفتم بفاصلہ نیم ساعت دیدم مرد اشانه دو نفر از درهای بمان مشغول کندن و برداشستن پاشنه شدند و پشت او کسی سمت باغ بجر نکنیز آنم بجا ایستاد آهسته از جای برخاستم تفنکی مخلو د ابرده که فرینکه در میانش بود از طاقچه برداشته آمدم پشت یکدرب اول از روزنه نگاه کردم دو نفر که با کسرشان بعصبه لباس آدمهای خودم بود با خود خیال کردم که دزد باین آشکاره نمی شود اگر اینها را بزنم مبادا آدمهای خودم باشند و فردا مورد ملامت خلق شوم که بکویند از ترس جان آدمهای خود را گشت و از من کسی نخواهد شنید که اینها مشغول کندن درب اطاق بودند و سر انجام مجال زیاد بماند در بسته بقه انکه اول یکی از آنها را آوار کنم بمحض آواز نمودن سارقین کریخته و آدمهای مؤلف از خواب جسته بجانب ادند مؤلف نیز در بها بازکر د متعقب سارقین دوید بابا باغ رسید تفنگی بجانب آنها رها کردم یکی از آنها که بفاصله پانزده قدم دور بود نجبر زمین افتاد رفقایش همرایی کرده او را بردند و مؤلف با اینطور چیا کانه متعاقب آنها میرفت از باغ اول بباغ دوم که رسیدم دیدم دیوار های چندین ایطوری شکافته اند که امکان آمد شد هزار دست سارمین نه آنراه فرار کردند اهالی قریه و نوکران در ارمین مؤلف پیاپی رسیده ما شری نداست اینجا میخواهم سه سطر لغز کنده کان کذاب خود سطی عرض کنم که آن دزدان شبا بچه امیدوار احوال نیامده بودند و الا در سایر اطاقها بقدری پوشش اسبا چیزی بود غرض از آمدن آنها صد رسانیدن و اتلاف جانم بود و یا به مؤلف از اطاق چیا کانه تعقب آنها نمیدوید که اگر لطف خدا شامل حال نبود در سارقین در میان چه کان باپشت درب باغ یا پی در قتان کمنی در سکت میشدند در انطور چیا کانه مؤلف آمد بهرچه بود میزوند تفت نمی آید آمد و کسی هم همراه نداشتم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i baḥr al-favāʼid kullīyāt-i Riyāz̤ī fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast, page 17. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1214/17 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1214/17
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record