Machine transcription
نسخه سویم عین الوقایع صفحه ۱۴۱
اول حصهکشی شیبه فتادیه سردار محمد امین خان و سردار محمد شریف خان بود که در این اثنا کاغذ سردار محمد علیخان بپدر رسید و عنوان آن اینکه
از تدارکات محمد اسلم خان در مچّه و مقر ترکستان و تهیه سردار محمد اعظم خان در خوست و کرم بر عهدهدارت کابل بود که هر دو قصد تسخیر
کابل را داشته لهذا امیر شیر علیخان از خارج قندهار روانه کابل شد وقتی بغزنین ورود کرد سردار محمد اعظم خان بملاقات او آمده
تجدید عهدی نمودند محمد سرور خان پسر محمد اعظم خان نزد عمویش شرفدید پرکشش محل حکمرانی خود شتافت سردار محمد اسلم خان که در بامیان
مستعد بود مخوف شده عیال و اطفال خود را گذاشته فراراً ببلخ رفته بسردار محمد افضل خان پیوست و امیر شیر علیخان بکابل رسیده
رسماً جلوس کرد بعد لشکری تحت ریاست سردار محمد رفیق خان بجهه تدمیر محمد اعظم خان بجانب کرم فرستاد محمد اعظم خان تاب
مقاومت نیاورده بهندوستان گریخت و امیر شیر علیخان تیولات سردار محمد افضل خان را که مرحوم امیر دوست محمد خان
در کابل معین داشته بود تماماً را ضبط نمود و در اینوقت سردار محمد افضل خان با پسرش سردار عبد الرحمن خان ببلاد ترکستان که
مستقرنی افغانسان حکمرانی و ایالت و استعداد یافت امیر شیر علیخان در تهیه حمله دری بتركستان از بکیه شد و از بطرف تم
بزرگان درانی و اخوان امیر شیر علیخان که همراه سردار محمد افضل خان بودند او را وا گر شدند که با میرهای قندز و غیره هم حال شدند
با اتفاق آنها استعداد کاملی برداشته عزم تسخیر کابل نمایند و نیز سردار معظم له را امیدوار نمودند بر اینکه بسیاری بزرگان دانایان
کابل بمخالفت امیر شیر علیخان و موافقت او اقدام خواهند داشت لهذا سردار عبد الرحمن خان را شهر تاشقرغان بعوض خود
نشانیده متوجه سمت کابل شد و امر کرد بعدها او را امیر خطاب کنند امیر شیر علیخان هم که با اردوی خود عزم ترکستان نموده
بود در نقطه باجگاه پیش قراولان طرفین بهم رسیدند اول پنج بیرق خاصه دار امیر شیر علیخان قلعه یاسین پرزقے را
یورش گرفته اما محمد حسن خان شاجاهان کابلی با صد پیاده و دو صد سوار از قبل امیر محمد افضل خان بر آنها حمله برده بعضی را
پس گرفته بسیاری خاصه داران را اسیر نمود و فاتحانه نزد امیر محمد افضل خان رفت و مخلع شد و ما مور حراست قلعه مزبور گردید
اما قلعه مزبوره کامرو بتصرف سپاه امیر شیر علیخان در آمد و انبوهی از سپاه اردو که آنها بریاست سردار محمد علیخان وسط دره
کامرو را سنگر ساختند و یکفوج پیاده هم تحت ریاست جنرال شیخ غیر بسه کوه باجگاه از طرف امیر شیر علیخان مامور شده
سردار نظر محمد خان فرمانده توپخانه اردوی امیر شیر علیخان بود لیکن اردو بزرگ امیر محمد افضل خان هنوز بمحل جنگ نرسیده بود
که چندین فوج از سپاه امیر شیر علیخان تحت ریاست سردار فتح محمد خان حمله آورده بقلعه یاسین و قلعه را بتوپ بسته در این گیر و دار بگلوله
توپ میر محمد حسنخان خورده مقتول شد و همرهان او تابا اسیر شدند امیر محمد افضل خان که صبح از کوی مدر حرکت کرده بود بقلعه
باجگاه رسید و از ماجرا خبردار شده با تمام لشکریان خود عازم سمت قلعه یاسین شد یکفوج رساله و یکفوج لعل کرتی پیاده نظام
برسایرین سبقت گرفته پیش تاز شده صدمه بتوپخانه امیر شیر علیخان آوردند محمد اعظم خان پسر نایب حیدر خان چند ادلی
با قواربینه که رستمامه پیش میرفت سر توپخانه دشمن رسید سپر دار نظر محمد خان خطاب کرد که بیا بسلام امیر ما تا از
قتل شما بگذریم سردار فتح محمد خان پسر وزیر محمد اکبر خان بجواب او گفته بود چشم امیر صاحب کجا است که خدمت شان شرفیاب
شویم اما تخفیاً اشاره بتوپخانه کرده بود که با توپ ساچمه شلک نمایند و نیز عبیدالله مخم کشمیری که مقیم نست او بود فرمان داد تا
از پشت سر محمد اعظم خان بشمشیر زند انتم غفلتاً از عقب شمشیری به محمد اعظم خان زد و آن جوان مرد را از پا انداخت بعد فوج
امیر شیر علیخان بفوج لعل کرتی امیر محمد افضل خان که تحت ریاست غلام احمد خان بودند حمله برده بسیاری آنها را کشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
