Machine transcription
(٥)
-٤-
آه برمن! چرا خانه مرا بر سر راهی که ببازار می رود
آباد کردند .
آنها کشتی های خودرا نزديك درختان میگذارند .
میآیند و میروند ، طوریکه دل شان میخواهد .
من نشسته وبآنها نگاه میکنم. وقت من میرود نمیتوانم آن
را باز گردانم .
روزهای من میگذرند . شب وروز آواز پای آنها نزديك درب خانه
من شنیده میشود .
بیهوده فریاد میکنم : شمارا نمیشناسم
برخی به انگشتان من آشنا هستند . دیگران را ببو میشناسم.
برخی از آنها را خونی که در رگهای من است میشناسد . گروهی
را در خواب دیده ام .
نمیتوانم ایشانرا باز گردانم. نعره میزنم و بایشان میگویم
هر که میخواهد بخانه من بیاید ، بیاید سحر ، گه ناقوس
در معبد فریاد میکند .
سبدها را بدست گرفته می آیند .
پاها یشان چون گل سرخ است. پرتو سپیده دم بر چهره شان
افتیده است: نمیتوانم آنها را باز گردانم نعره می زنم و میگویم :
بیائید و در باغ من گل بچینید ! اینجا! اینجا بیائید !
نیمروز ، ناقوس دروازه کاخ بصدا در میآید : نمیدانم
چرا کارهای شانرا ترك كرده و در سایه درختان من می آسایند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
