Machine transcription
-۱۹۳-
فرار کرد و به محمدحسین خان برادر سکهء خود که حاکم هزاره بود پیوست . امیر شیرعلیخان از
شنیدن این خبر ظاهراً اهمیتی برای آن قائل نشده و امرداد تا محمد حسن خان برادرسکهء
محمد اسلم خان و محمد حسین خان را تحت نظارت قرار دهند اما مشاورین شاه باین کار مشوره نداده
خواهش کردند تا امیر درین آغاز سلطنت خویش برادران خود را هراسان نسازد - پس فیصله شد
تا محمد حسن خان برای باز گشتاندن محمد اسلم خان و اینکه با محمد اعظم خان کمک نکند ، به هزاره جات
اعزام گردد . چنانچه نامبرده از قندهار با فرمان عفو امیر که بنام برادران خویش تحریر کرده بود
بطرف هزاره جات حرکت کرد لیکن امیر قبل از عزیمت او فرامین دیگری بنام مردم هزاره نسبت باینکه
با هر کس همراهی نکنند و بدور حکومت مرکزی وسلطنت حقانی جمع باشند فرستاده بود. پس حینیکه
محمد حسن خان به هزاره جات رسید و محمد اسلم خان از همراهی با او و رفتن نزد امیرانکار نمود
مردم هزاره بر او شوریدند و مجبور شد برای حفظ جان خود از محمد افضل خان از مزار شریف
امداد بخواهد و محمد افضل خان یکهزار سوار برای خلاصی او فرستاد که گماشتگان سردار
محمد افضل خان هر سه برادر را به سلامتی به مزار شریف رسانیدند و هزاره جات به امیر شیر علیخان
وفا دار باقی ماند.اما این اقدام محمد افضل خان ولو که از بی خبری و یا از روی مصلحت اندیشی بوده باشد
زمینه را برای تولید بدگمانی بین امیر شیرعلیخان و برادر بزرگش آماده ساخت. اما محمد اعظم خان که
از راه هزاره جات قصد کابل داشت و منتظر اقدامات محمد اسلم خان بـود - پس از مشاهد هء
ناکامی او از خوف شهزاده محمد علی خان بن امیر شیر علیخان که درین وقت
حاکم کابل بود . بکابل نزدیک شده نتوانسته از شیخ آباد وردك بطرف لوگر رفت تا
از زرمت کمک حاصل و برکابل حمله کند ، ولی محمدعلی خان از کابل لشکری جانب لهوگرسوق داده
او را از ان علاقه خارج ساخت که فوری بطرف زرمت رهسپار گشت
امیر شیرعلیخان که به قندهار رسید محمد امین خان که برادر عینی او بود و از سابق با او رقابت داشته
و حتی پادشاهی او را تصدیق ننموده و بیعت هم نکرده بود ، از امیر پذیرائی درستی ننموده و پس از حرکت
او از قندهارنیز به مامورین عرض راه توصیه کرد تا به همراهان امیر علوفه و آذوقه ندهد ، امیر شیر علیخان
این وضع را به مشورهء مشاورین خویش تحمل کرده چیزی نگفت و جراب آنرا به آینده گذاشت
و زمانیکه به غزنی رسید ، محمد اعظم خان که از اقدامات خود در زرمت نتیجه بدست نیاورده بود
از ترس آنکه مبادا امیر موصوف باعساکر خودجانب زرمت حرکت کند ، برای فریب دا دن ا مـیر
موسی خان خالقزادهء امیر دوست محمدخان را نزدامیر فرستاد تا عذر او را بخواهد اما امیر در جواب
گفت که این پیام کافی نیست باید محمد اعظم خان شخصاًاًحاضر شود والا خودامیر باعساکر خودبا آنطرف
روآورده ، قهراً اورا اخراج خواهد کرد و نائب سلطان خان را نیز باموسی خان موصوف همراه
ساخت تامحمد اعظم خان را از عزم امیر آگاه سازد امامحمد اعظم خان که نقشهء دیگری داشت برای آمدن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
