Machine transcription
- ١٩٤ -
بكابل حاضر نشد و امیر از غزنی متوجه زرمت گردید وقتی به نزدیکی زرمت رسید محمد اعظم خان پیام فرستاد که اگر سرداران او را اطمینان بدهند و برای اطمینانش چند تن از آنها حاضر شوند ، نزد امیر خواهد رفت و امیر جمعی از سرداران را فرستاد که او را بحضورش حاضر کردند ، و پس از سرزنش لسانی عفو شد و امیر به او پیشنهاد رفتن کابل را نمود و وعده کرد که حکومت کابل را به او خواهد داد: محمد اعظم خان ظاهراً قبول کرد ولی مقصد او این بود تا فرصت بدست بیاورد بنابران خواهش نمود تاسه ماه مهلت به او داده شود و بالمقابل پسر خرد محمد سرورخان را به قسم یرغمل نزد امیر گذاشت تابه کابل برده شود . امیر بکابل رفت و برتخت سلطنت جلوس کرد ( ١٢٧٩ هـ ق او اخر ١٨٦٣ ع ) در همین وقت ما در امیر(معروف به مادر وزیر)درکابل وفات یافت.
امیر شیر علیخان که برتخت سلطنت جلوس نمود در عین اینکه هنوز از طرف برادران خویش ایمن نشده بود و محمد اعظم خان بعد از گذشتن سه ماه مهلتیکه برای اتمام کارهای شخصی خویش خواسته بود ، بمرکز حاضر نشده ـ بفکر افتاد تاسلطنت خرد را به دولت برطانیه ابلاغ و شناسائی و امداد مادی آن دولت را حاصل نمایدـ پس حین ورود به کابل از تاجپوشی خودبحیث وارث قانونی پدر مرحوم خویش به حکومت انگلیس توسط نمایندهء که در کابل داشتند اعلام داشت. اما حکومت برطانیه که هنوز از افکار این پادشاه پوره مطلع و مطمئن نبود و هم میخواست در مقابل این شناسا ئی از طرف او پابندی به تعهدات پدرش و بلکه بیشتر از آن را رسماً حاصل دارد ، بنابران بنام اینکه هنو ز برادرانش به سلطنت او تمکین نکرده اند و اساس سلطنت اش پوره استوار نشده است اگرچه شناسائی عملی سلطنت امیر موصوف را توسط «دمیزن» مامورسیاسی خود مقیم پشاور درماه دسمبر ١٨٦٢ع (١٢٧٩ هـ ق )اطلاع داد اما امداد هائی راکه به پدرش تعهدکرده بود معطل ساخت و این خود برای متزلزل ساختن امیر شیر علیخان چه از لحاظ سیاسی وچه مادی تاثیر بدی نمود، ومیتوان گفت یکی از علل مهم ناکامی امیرشیرعلیخان درتحکیم بنیان سلطنتش درامارت اول او ، همین وضع تردد کارانهء دولت برطانیه بوده است که اگر حمایتی را که برطانیه نسبت بهءحمداعظم خان بعد ها حین فرار اوبه هند بعمل آوردبه آن اضافه کنیم مسئو لیت خانه جنگی های بعد ازوفات امیر دوست محمد خان تماماً بدوش دولت مزبور می افتد ، زیرا بایست دولت برطانیه به تقدیر از دوستی صا د قا نه امیـر دوست محمدخان سلطنت امیرشیرعلیسخان را که در وقت پدر رسماً ولیعهد شناخته شده بود معناً و مادتاً تائید میکرد تا در اثر این شناسائی وامداد های آن دولت حکومت جدید پیش از پیش تقویه یافته به مخالفین خویش غلبه حاصل مینمود.
امیر که این بی علاقه گی دولت برطانیه را مشاهده کرد و دیدکه آن دولت تمام سیاست موافقانه دورهء اخیر سلطنت پدرش را در مقابل خرد فراموش و او را که از طرف پدرولیعهد سلطنت شناخته شده بود تائید نکرده باین قسم برادرانش و سائر مردم افغانستان را برخلاف اوبطورغیرمستقیم تشجیع میکند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
