Machine transcription
-۱۹۲-
مشکلات بزرگ برای خود او و موجب خانه جنگی برای مملکت گردید بلکه در سیاست خارجی نیز او را ناکام ساخت و انگلیسها از این ضعف او استفاده کرده بار دوم بر مملکت تجاوز کردند و تا آنکه مثل مرتبهء اول ملت به مقابل آنها قیام ننمود افغانستان را ترک نگفتند.
روی همرفته عصر سلطنت این پادشاه برای افغانستان اگرچه از لحاظ روی کار آمدن وسائل مدنیت و بیداری دورهء روشنی بشمار میرود لیکن از طرف دیگر مملکت را به خانه جنگیهای طولانی و جنگهای خارجی مواجه ساخته موجبات خونریزی و فقر و آزار ملت را فراهم نمود.
اگر سلطنت اول امیر شیرعلی خان را بخواهیم در چند جمله خلاصه کنیم باید بگوئیم که مهمترین مشغولیت امیر موصوف را درین دوره تقریباً (٥) سال جنگ به مقابل برادرانش که سلطنت او را تسلیم نمیکردند تشکیل میداد و سبب سقوط آن نیز همین مسئله شد و در بین برادرانش نیز محرك حقیقی محمد اعظم خان بود. طوریکه در بالا اشاره شد وقتیکه امیر شیرعلی خان در هرات تاجپوشی نمود. اکثر برادرانش با او همراه بودند و از برادران مهمش صرف محمد افضل خان در ولایات شمالی و محمد امین خان در قندهار و محمد شریف خان در فراه حکومت داشتند. امیر شیرعلی خان از تاجپوشی خود به برادران موصوف و همچنین به تمام حکام خبر داد و بیعت خواست محمد شریف خان فورا بیعت کرد محمد امین خان اطلاع مذکور را بی جواب گذاشت اما محمد افضل خان که شخص مصلحت اندیش و قانعی بود رسماً بیعت خود را فرستاد و به حرف محمد اعظم خان گوش نداد.
بنا بر آن امیر شیرعلی خان تا اندازهء از طرف برادران خویش مطمئن گشته پس از ضبط و ربط امور هرات شهزاده محمد یعقوب خان را که ۱۲ ساله بود بنام حکمران هرات به معیت فرامرز خان جرنیل به هرات گذاشت و خود در ماه صفر (۱۲۷۹ ه ق ۱۸۶۲ ع) با تمام برادران و بنی اعمام و دیگر منسوبین خویش جانب کابل حرکت کرد.
اما محمد اعظم خان که از طرف برادر بزرگ خود محمد افضل خان مایوس شد بنای تحریک دیگر برادران خویش را گذاشته - با محمد اسلم خان داخل مراوده شد و قرار دادند که محمد اعظم خان از عرض راه فرار کند و مقارن همین وقت محمد اسلم خان نیز به هزاره جات داخل شده و به کمک محمد حسین خان برادرش که در هزاره جات بود لشکری آماده سازند و از طرف دیگر محمد اعظم خان نیز از اقوام مادری خود در زرمت امداد خواسته و متحداً پیش از رسیدن امیر شیرعلی خان بطرف کابل مارش نمایند. روی این فیصله بود که محمد اعظم خان در هرات حین حرکت اردوی امیر بنام تیار نبودن بارگیر تعلل را پیش گرفته میخواست عقب بماند اما امیر شیرعلی خان ملتفت شده انتظار کشید تا او مجبور شده به معیت امیر حرکت کند. اما باز هم سعی نمود تا خود را از اردو پیش کشیده در وقت فرصت فرار اختیار نماید. چنانچه در منزل اسفزار (سبزوار - شیندند حالیه) با ٢٥٠ سوار معیتی خود جانب هزاره جات حرکت نمود. محمد اسلم خان نیز بقرار موافقهء که شده بود از طرف دیگر بسوی هزاره جات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
