BrowseMukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān → page 36

Page 36

Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān · pages 1–65


Page image — the source of record

Scanned page 36 of Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

-۱۸۹- ۱۲۷۸ هـ ق (اگست ۱۸۶۲ ع) محاصره شد. سردار سلطان احمد خان قبل از محاصره شدن شهر مکتوبی به شاه ایران نوشته و در ان از او امداد خواسته بود سردار موصوف با وجود اینکه برادر زاده و داماد امیر دوست محمد خان بود ولی از ابتداء بنظریات امیر خصوصاً در قسمت روابط خارجی مخالفت داشت و مانند وزیر اکبر خان مرحوم از دشمنان جدی انگلیس بشمار میرفت و از همین جهت بود که امیر او را باهمه حقوقیکه داشت از کارهای مملکت دور داشته موقع نمیداد و بنا بران سردار موصوف برای تطمین حس دشمنی خود به انگلیس به شاه ایران که درین وقت رقیب سیاست انگلیس شناخته میشد رجوع کرده و در دربار او عزت یافته لقب (سرکار) را نیز حاصل نمود و متعاقباً شاه ایران شاید به مصلحت روسها او را به حکومت هرات فرستاد با اینکه سردار در تمام زمان حکومت خود در هرات یعنی در ظرف پنجسال مستقلانه کار میکرد با هم با ایران دوستی و از طرف ایران چشم امداد داشت. بهمین اطمینان بود که شهر را به محاصره انداخته و منتظر رسیدن امداد ایران نشست. اما این دفعه نیز ایران که غرضش به تحریک روس جز ضعیف ساختن حکومت افغانستان چیزی نبود مثل اوقات دیگر که اغراض خود او و تحریک کندگانش ایجاب میکرد بطرف هرات برای رفع محاصره از سر متحد و دوست خود اقدامی نکرد و گذاشت تا کاکا و برادرزاده (یا خسر و داماد) باهم بیاویزند و خانه جنگی در افغانستان روی کار شود. و در جواب مکتوب سردار سلطان احمد خان پیغام فرستاد که به موجب معاهده سال ۱۸۵۷ ع (۱۲۷۳ هـ ق) که با انگلیس ها دارد نمیتواند بامور افغانستان مداخله کند در حالیکه بقرار تشریحات صفحات ماقبل، حکومت ایران چندین بار این تعهد خود را شکسته و در مواقعیکه مفاد خود او متقاضی بود بر خلاف قرارداد هائی که با انگلیس و زمامداران افغان داشت به هرات لشکر کشیده بود. این مکتوب شاه ایران در حالی بهرات مواصلت کرد که محاصره از هر جانب تکمیل یافته و راهی برای رفتن قاصد موجود نبود بلکه قاصد بدست کارگزاران امیر افتاده امیر مکتوب را از او گرفته و به محتویاتش اطلاع حاصل نمود در همین وقت امیر دوست محمد خان از عبد الغفار خان نماینده انگلیس مقیم مشهد نیز مکتوبی گرفته بود که در آن از عدم اقدام پادشاه ایران در معامله هرات باو اطمینان داده بود امیر دوست محمد خان هر دو مکتوب را بداخل شهر برای سردار سلطان احمد خان فرستاد تا از رسیدن امداد مایوس شده شهر را تسلیم کند اما سردار موصوف که شخص غیور و نکته دانی بود بجای آنکه از این خبر ها دهراس افتاده باشد در جواب امیر این بیت را که نماینده اعتماد به نفس یک سردار افغان و تکیه و توکل او برخدا و ضمناً اشاره به بیوفائی دوستان بیگانه و کنایه بسوی توسل جوئی امیر به اجانب بود نوشت و بامیر ارسال کرد. ناخدا در کشتی ما گر نباشد گو مباش ما خدا داریم و ما را ناخدا در کار نیست جمادی الاول (۱۲۷۸ هـ ق نوامبر ۱۸۶۱ ع) سردار سلطان احمد خان که تن به تقدیر داده بود بمرگ خود راضی بود اما طبع غیورش اجازه به تسلیم نمیداد و بنا بران فیصله کرد که تا جان دارد به عزم خود استوار مانده پایداری افغانی را اثبات نماید از طرف دیگر امیر نیز که همه عواطف قرابت پیش نظرش بود درین معرکه، بهترین امتحان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān, page 36. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1200/36 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1200/36
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record