Machine transcription
-۱۸۸-
مدت انگلیس ها دوباره موفق به رام ساختن حصص مختلفه هند از قبیل بنگال - مدراس -د هلی پنجاب پشاور گردیدند و عسکر تازه تشکیل و مملکت را تأمین کردند. نه تنها در امور هندوستان با وجود مراجعات سران ملی هند و مشران قبائل افغانی- مداخله نکرد بلکه اقدامات خود را برای الحاق هرات نیز بر حسب مقرره انگلیس ها معطل ساخت. حتی با اینکه سردار سلطان احمد خان پس از استقرار خود در هرات بنای تجاوزات را به قلمرو امیر گذاشته بود همه این اوضاع را بانهایت بردباری تحمل مینمود.
لیکن در عین زمان ترتیبات لشکر کشی هرات را تکمیل نموده - پس از سرکوبی مکرر تگو و علاقه غلزائی برای اقدام قطعی جانب هرات تصمیم گرفت . اما باز هم در انتظار وصول موافقۀ دولت ب طانیه با قدم های محافظه کارانه داخل اقدامات شده . همان راهی را که در الحاق قندهار تعقیب کرده بود از سر گرفت چنانچه در سال ١٢٧٦ هـ ق (١٨٦٠ع ) شهزاده محمد شریف خان پسر خود را بحکومت فراه بر قرار و باو هدایت داد تا متصرفات خویش را بسمت هرات توسعه بدهد چنانچه اوغور و ساغر را گرفت اما بزودی سردار سلطان احمد خان عسکر فرستاده سیف الدین خان مشهور بوکیل برادر محمد شریف خان را (که خود به قندهار برگشته و اوراقایم مقام خود قـرار داده بود ) عزل و میرافضل خان بن پردل خان را که از امیر رنجیده و به هرات رفته بود به حکومت فراه بر قرار ساخت این مسئله و هم طرد بعضی از اولادۀ سرداران قندهار از هرات که طبعاً به دربار امیر رجوع کرده بودند امیر را بیشتر مشتعل ساخت و وادار نمود تا هر چه زودتر به هرات لشکر کشی کند. همان بود که چون بواسطه نمایندۀ برطانیه از آمادگی دولت مذکور برای قبول این اقدام خود اطمینان حاصل کرده بود ـ در ماه رمضان ١٢٧٧هـ ق (١٨٦١ع )عزم حرکت جانب هرات نمود. و چون خودش در جلال آباد بود شیر علی خانرا مامور ساخت تا پیشتر حرکت کرده زمینه را برای عزیمت امیر آماده سازد - شیر علیخان از قندهار گذشته برای امداد محمدامین خان و محمد شریف خان برادران خویش که فراه را محاصره کرده بودند به آن طرف حرکت نمود و چون میرافضل خان خسرو او بود به پیغام او قلعۀ فراه را کشود و خود امیر بتاریخ ١٨ شوال ١٢٧٧ هـ ق مارچ(١٨٦١ع) از کابل با قوای کافی و اکثر شهزاده گان وسرداران ومامورین عالیرتبه به قصد هرات حرکت کرد .
وقتی به فراه رسید میرافضل خان را به شفاعت شهزاده شیر علیخان بخشید لیکن اوبا ز از عرض راه فرار و در هرات به سردار سلطان احمد خان پیوست .
سردار سلطان احمد خان که توان مقابلۀ اینقدر قوۀ بزرگ را در خود نمیدید باز هم بمقابله اصرار ورزیده چند هزار سوار را بقیادت محمد یوسف خان بن محمدقلی خان نوادۀ وزیر فتح خان مرحوم که وزیر و مشیر او بود برای مقابله تا اسفزار پیش فرستاده و محمد یوسف خان موصوف در حین محاربه بقتل رسید و عساکرش پراگنده شدند و قوای امیر به هرات واصل گردید پسران سلطان احمدخان در حوالی شهر مقابله های شجاعانه نموده و با لاخره بشهر داخل گشتند و شهر هرات در ده صفر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
