BrowseMukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān → page 37

Page 37

Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān · pages 1–65


Page image — the source of record

Scanned page 37 of Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

- ۱۹۰ - وظیفه شناسی را به مقابل احساسات شخصی که از بزرگترین صفات شاهان و بزرگان است عملا نشان داد . هردو نفر در عزائم خود با وجود مشوره هائی که بایشان داده میشد استوار ماندند و کار محاصره روز بروز برای محصورین مشکل تر میشد . درین بین خانم سردار سلطان احمد خان که پادشاه بیگم نام داشت و دختر امیر دوست محمد خان و خواهر وزیر اکبر خان و شهزاده شیر علیخان ولیعهد بود در داخل شهر در گذشت و سردار پیغام فرستاد که اگر امیر موافقه کند تابوت او را به گازرگاه در خارج شهر نقل دهند امیر موافقه کرد ولی خود از اشتراك در مراسم دفن انکار ورزید و تنها پسران امیر ، به معیت پسران سردار ، تابوت را مشایعت کردند . (رجب ۱۲۷۸ هـ ق جنوری ۱۸۶۲ ع ) باینقسم محاصره ۸ ماه بطول انجامید و در این وقت خود سردار موصوف هم که ناکامی و تسلیم خود را حتمی میدید از فرط غصه بتاریخ ۸ رمضان ۱۲۷۹ هـ ق (مارچ ۱۸۶۲ ع ) پدرود حیات گفت اما بقرار وصیت او پسرانش فوت وی را مکتوم و چند روز نعش را مخفی نگهداشتند تا اینکه امیر بلمریعهء جواسیس خویش از داخل شهر اطلاع یافته پیغام فرستاد تاپسران سردار شهر را تسلیم کنند . پسران سردار مرحوم : سکندرخان و شهنواز خان و عبدالله خان قبول نکرده تنها نعش سردار را بیرون کشیدند تا پهلوی خانمش در گازرگاه دفن شود . چنانچه عبدالله خان پسر خورد سال سردار همراه جنازه از شهر خارج شده و پس از مراسم دفن که باحضور پسران امیر و برخی از رجال دربار صورت گرفت و امیر در آن اشتراك نورزید دوباره به شهر داخل و محاصره را از سر گرفت و هر چند امیر پیغامها داد و مردم داخل شهر نیز که مقابله رابی نتیجه دیده و صرف درین قدر مدت با احترام سردار سلطان احمدخان مقاومت میکردند هر قدر اصرار کردند پسران سردار از مقابله دست نگرفتند و شهنوازخان بجای پدوز مام امور را بدست گرفته به مقابل هجوم های عساکر امیر که امر یورش را دریافت کرده بودند مقاومت میکرد تا اینکه دو ماه دیگر نیز بدینمنوال گذشت و مردم هرات با هم مشوره کرده صلاح را در آن دیدند که برخلاف خواهش شهنوازخان و برادرانش شهر را بکشایند. درین کار برخی از سرداران چون میرا فضل خان بن پر دل خان و غلام محی الدینخان بن کهندلخان که در داخل شهر بودند، نیز با سران ملی همدست بودند. اگر چه شهنواز خان این دو سردار را فوری بعد از اطلاع بر عزائم شان از شهر خارج ساخت که نزد امیر رفتند ، با هم مردم شهر بتاریخ ۸ ذی الحجه ۱۲۷۸ هـ ق (می ۱۸۶۲ع) دروازه ها را گشودند و قوای امیر داخل شهر گردیده پسران سردار را نزد امیر رسانیدند. امیر با ملاطفت با آنها پیش آمد کرده پس از الزام بر ملامتی شان میخواست آنها را عفو نماید ولی آنها از خود و پدر خویش مردانه وار دفاع کرده و زبان به مقابله گشودند و امیر مجبور شد برای احترام مقام سلطنت بر نواسه های یاغی خود حکم اعدام را صادر نماید لیکن به شفاعت خواهی شهزاده شیر علیخان که مامای سکهء شان بود اعدام شان را به حبس تبدیل داد و حکومت هرات را به شهزاده شیر علیخان تفویض کرد . اما عمر به خوداوهم وفا نکرده ، بتاریخ ۲۱ ذی الحجه ۱۲۷۸ هـ ق ( ۹ جون ۱۸۶۲ ع ) پس از ۲۱ سال سلطنت (دوره دوم) بعمر ۷۲ سالگی در اثر مرض ضیق النفس و ضعف عمومی که در اوقات محاصره طولانی هرات (۱۰ ماه و پنج روز) دامنگیر او شده بود در حالیکه به آخرین آرزوی خویش که عبارت از اتحاد افغانستان باشد کامیاب شده و نام مجدد وحدت ملی را نیز در نظر تاریخ احراز کرده بود پدرود حیات گفت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān, page 37. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1200/37 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1200/37
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record