BrowseMukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān → page 33

Page 33

Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān · pages 1–65


Page image — the source of record

Scanned page 33 of Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

-١٨٦- فرستادند که کمی بعد از ورود سردار سلطان احمد خان، به هرات رسیده (٤ مارچ ١٨٥٧ ع - شوال ١٢٧٣ هـ ق ) و با سردار سلطان احمد خان داخل مذاکره شدند تا اگر چنانچه سردار موصوف مطابق خواهش دولت برطانیه رفتار نماید علی الرغم دشمنی سابقه حکومت او را بر سمیت بشناسند زیرا بلوای عساکر هندی در این وقت طوری فکر اولیای امور برطانیه را پریشان ساخته بود که قرار دادی را که با امیر دوست محمد خان سه ماه پیش عقد کرده بودند از خاطر شان فراموش ساخته بود اما هر قدر کوشش کردند سردار سلطان احمد خان که دشمنی جدی با انگلیس ها داشت از هر قسم تمایل به انگلیس انکار ورزیده همه خواهش ها و پیشنهادات شانرا رد کرد و هیئت انگلیس را پس از تقریباً یکسال که بمذاکره گذشت در اول مارچ ١٨٥٨ ع (١٢٧٤ هـ ق ) نا کام مراجعت داد و بالمقابل هیئت روسی را که بنام هیئت علمی تحت اثر خانیکوف وارد شده بود با احترام پذیرفته مدتی در هرات نگهداشت و پس از بازگشت هیئت انگلیس احساسات مخالفت خود را بمقابل انگلیس علنی ساخت و در مجالس با افتخار و مباهات میگفت : که هیئت انگلیس را اخراج کردم و معاهده با آنها نبستم. اما روی کار آمدن سردار سلطان احمد خان در هرات سبب ناراضی شدید امیر دوست محمد خان و پسرانش گردیده، خصوصاً شهزاده غلام حیدر خان بقدری عصبی شد که برای حصول اجازه لشکر کشی جانب هرات خودسرانه از قندهار بکابل آمد ولی امیر که این کار را پیش از وقت میدانست او را مانع شد و شهزاده درین وقت گرفتار محرقه دماغی شده بعمر ٣٩ سالگی در گذشت و در مزار عاشقان و عارفان علیه الرحمه دفن شد (١٢٧٤ هـ ق ١٨٥٧ ع ) وامیر ولایت عهدر ابا حکومت قندهار به شهزاده شیر علیخان که برادر عینی او وزیر اکبر خان مرحوم بود اعطا کرد (ذی حجه ١٢٧٤ هـ ق ١٨٥٧ ع ) امیر که نسبت به مسئله هرات انتظار فیصله و تصمیم انگلیس و تکمیل ترتیبات نظامی خود را داشت در انتظار آن ، متوجه دیگر ولایات داخلی شده چون بعضی از میران قطغن هنوز فکر خود سری را داشتند و امیر بخارا نیز در بعضی حصص تحریکات میکرد، شهزاده محمد افضل خان و برادر دیگرش محمد اعظم خان را مامور ساخت تا بار دیگر قطغن را تامین کنند و فکر امیر را از اینطرف جمع سازند. آنها با لشکری جانب قطغن عزیمت کردند و بعد از کشردن قلعه های مستحکم قندز و بغلان و غوری میراتالیق میر قطغن و سائر میران محلی را به اطاعت وادار ساختند (١٢٧٥ هـ ق - ١٨٥٨ ع). سپس سردار عبدالرحمن خان (امیر عبدالرحمن خان ) بن شهزاده محمد افضل خان از طرف پدر مامور بدخشان شده تالقان را گرفت و تا بدخشان هم پیش رفته میر یوسف علی میر بدخشان را تابع ساخت (١٢٧٦هـ ق - ١٨٥٩ ع ). درین بین میر مظفر امیر بخارا که از تاخت و تاز بسیار امیر در صفحات شمال هندوکش شنید و مغلوب شدن تمام میران را مشاهده کرد ترسید که مبادا بخاک او هم داخل شوند پس عسکری بطرف رود آمو سوق داده خود هم قاچار جوی پیش آمد . شهزاده محمد افضل خان پسر خود سردار عبدالرحمن خان را از بدخشان به آنطرف جلب کرد اما پیش از رسیدن او قوای همرکاب غلام علیخان یکی از مامورین

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Mukhtaṣar tārīkh-i Afghānistān, page 33. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1200/33 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1200/33
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record