Machine transcription
- ۱۸۳ -
سوئی بقتل رسانیدند (اکتوبر ١٨٥٦ ع صفر ١٢٧٣ ه ق) و به یقین مسئول قتل او مراد میرزا سرلشکر ایران بود.
در زمانیکه این واقعات در هرات اتفاق می افتاد ـ امیر دوست محمد خان از الحاق قندهار فراغ یافته و به تشویق سردار سلطان محمد خان و دیگر مشاورین خویش بفکر مذاکره با انگلیس افتاده بود. زیرا انگلیس ها درین وقت باشورش عمومی عساکر هندی مواجه بوده و قضیه هرات و دست گذاری مجدد ایران بعد از معاهده سال (١٨٤١ ع ١٢٥٧ ه ق) بر آن ولایت بیشتر اسباب پریشانی آن مملکت را فراهم میکرد پس زمانیکه امیر دوست محمد خان در اثر اصرار و ابرام سردار سلطان محمد خان و سردار پیر محمد خان که در این وقت با قبائل پشاور و دیره جات روابط داشتند و آنها را بجهاد تشویق میکردند و دیگر مشاورین خویش بنام استواری فزید روابط خود باب مذاکره را با انگلیس کشود ـ حکومت هند این خواهش را به کمال خوشی استقبال نموده ـ امیر را به هند دعوت کرد. اما امیر رفتن خود را به هند لازم ندانسته و خواهش نمود تا نماینده برطانیه در سرحد با او ملاقی شود. همان بود که باز همان سرجان لارنس (که بعد ها بنام لارد لارنس نائب السلطنه هند شناخته شد) برای این ملاقات تعین گردید. امیر در اوائل زمستان سال ١٢٧٣ ه ق (اواخر ١٨٥٦ ع) از کابل به معیت جمع بزرگی از افراد خاندانی خود و مامورین عالی رتبه در بار حرکت و در اوائل جنوری ١٨٥٧ ع با سرجان لارنس به مقام جمرود ملاقات نمود. موضوع مذاکرات طرفین مسئله پشاور و هرات بود. انگلیس ها در باره پشاور ادعای امیر را رد ولی بالمقابل درباره الحاق هرات موافقت و بر علاوه وعده کردند که در اشغال هرات با امیر معاونت کنند و این معاونت در چند ماده به قرار داد ١٢٧١ ه ق (١٨٥٥ ع) علاوه و ضمیمه شد که مهمترین آن قرار ذیل بود:
۱ـ حکومت برطانیه برای تقویت امیر در اشغال هرات مبلغ ۱۲ لک روپیه نقد سالانه تازمانیکه جنگ مذکور دوام کند و ١٦ هزار تفنگ با جباخانه (یکبار) تسلیم میکند.
۲ـ امیر تا مدت دوام جنگ نمایندگان برطانیه را در کابل و قندهار و بلخ برای اخذ اطلاعات اجازه اقامت داده و هم وعده میکند تا در هر نقطه دیگر که عسکر افغان به مقصد مقابله با ایرانیها جمع شوند نمایندگان برطانیه را برای همین منظور الی ختم جنگ در آن جاها قبول نماید.
۳ـ هر وقت پول سالانه مذکور قطع شود صاحب منصبان برطانیه از ملک امیر خارج خواهند شد این بود مواد مهم این عهد نامه. لیکن علاوتاً سرجان لارنس نسبت بوجود نماینده دائمی برطانیه در دربار امیر نیز اصرار کرده و امیر آن را باین شرط پذیرفت که مسلمان باشد تا از سبب احساسات ملت افغان حیات او بخطر دچار نگردد.
قراریکه ديوك آف آرگایل وزیر هند در کتاب خود موسوم به قضیه افغانستان مینویسد امیر به سرجان لارنس اظهار کرد که خواهش قلبی تمام افغانها اینست که برطانیه به منازعات داخلی شان مداخله نکند تا خود آنها بترتیبی که از خود دارند منازعات داخلی را فیصله کنند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
