Machine transcription
چون جشن آراسته شد پیمانی نبشتند و از دریای چین تا دریای سند ، از زابلستان تا آنسوی بست با تخت پیروزه و تاج زر ، مهرییچاده و کمردزرین به سام نیرم ارزانی گردید . کوس بر کوهه پیل بسته شد. سام و زال سوی زابلستان روی نهادند.
روز گاری گذشت تا آنکه زال هنرهای شاهان و پهلوانان بیاموخت . چون سام بسوی گرگساران و مازندران آهنگ جنگ کردسرداری و تخت زابل را به فرزند باز گذاشت.
پور سام چندی در زابل داد گری کردچنانکه مردم و مهان را شادمان گردانید تا آنکه از دوری پدر دلتنگ گردید . بخردان را بخواند و آنگاه به نخچیر باز گشت و با سواران و مردان دانش پژوه بسوی کابلستان گذر نمود.
پادشاه گسترده کام کابل را مهراب نام بود . چواز کار دستان سام آگهی یافت نزد او شتافت. زال نیز او را پذیره شد. خوان پهلوانی نهادند و بر ان شادمان نشستند . مهراب در پور سام نگاه کرد. از دیدار او شاد شد و دلش در کار او تیز تر گشت. چون مهراب از خوان زال برخاست زال زر با مهتران خود گفت : بچهر و به بالای او مردی ندیده ام. کسی نمیتواند که زیبنده تر ازوی کمر بندد .
یکی از مهان مهراب را ستود و آگهی داد که در مشکوی او دختریست که رویش روشنتر از خورشید است. رخی چون بهشت دارد. پیکرش بکردار سیم است. اگر ماه جوئی همان روی او ، و گرمشك بوئی همان موی اوست.
مهرزال بران مهروی بجنبید و بنادیده بیاد او سوگوار گردید. شب را با ستارگان ببرد. چون خورشید تافت و روی گیتی سپید شد باز بکشاد. گردان زرین ستام رفتند و درگاه او را بیاراستند .
شاه کابل روز دیگر سوی خیمه شاه زابل شد. و از او پذیرائی و سر بلندی دید. زال را بخانه خودخواند . دستان سام از تخت و مهر و تیغ و کلاه دریغ نکرد.
(۷۸)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
