Machine transcription
شکار و خون می پرورید و با بچه گانش همی آرمید .
گاهی مرغان هوا بیشتر از مردم مهر و آزرم دارند .
برینگونه تا روز گاری دراز كودك در آنجانها بود تا آنکه بالا گرفت.
و کاروانی بران کوه برگذشت .
نيك وزشت نهان نمیماند . نشان زال در جهان پراگنده شد وازان نيك پی
بسام نریمان آگهی رسید . بدینگونه ناخوشی از تنش یکسره رفت .
شبی از شبان سام از کار روزگار برآشفته و داغدل خفته بود. در خواب دید که
مردی از کشور هندوان براسبی سوار است و نزديك سام فراز میاید و او را
از شاخ برومندی مژده میدهد .
چون بیدار شد موبدان را بخواند و ازین در چند گونه سخن براند. آنچه
از کاروان شنیده و آنچه در خواب دیده بود بایشان باز گفت .
پیر وجوان هر آنکس که بودند بر پهلوان زبان بر گشادند و گفتند کسی
را که یزدان نگاه دارد از سرماو گرما تباه نگردد. بیارای و به جستجوی بش
بگرای.
سام شب خفت تا بامدادان چون خورشید بر کوه برآید و نشان زال جوید.
در خواب دید که درفشی بلند برهند و کوه برافراخته اند وجوانی خوبروی
با سپاهی از پشت آن می آید . بدست چپش موبدی و بسوی راستش بخردان
نامور روان اند . یکی ازان مردان سام را سرزنش نمود واز کارفر زند
آگهی داد .
جهان پهلوان به هراس برخاست . بخردان را بخواند سران سپه را همه
برنشاند ودمان سوی کهسار براند که افگنده خود را خواستار کند .
کوه را سراندر پروین دید. بلندتر از پرواز شاهین بود. ستیغی از ان بلند
سر کشیده بود که گزند کیوان را بر ان راه نبود .
سام به آن سنگ خارا ، ونیروی مرغ سهمگین آشیان نگاه کرد . جوانی
دید بکردار خود که گردآشیان میگشت.
(٧٦)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
