Machine transcription
تنها جواب این سوال انعام من خواهد بود. شاه گفت: به همه چیز حاضرم. مومن
گفت: از پادشاه پنجاب چرا باج میستانی؟ شاه گفت زیرا پهلوانان من او را
مغلوب کرده اند.
مومن گفت اگر من پهلوانان ترا مغلوب کردم این باج را به آن
پادشاه خواهی بخشید؟ شاه گفت بدون ازمون این کار را می کنم. زیرا
کسیکه براژدها غالب شده است بهمه کس غالب است.
شاه باج گیر باج شاه پنجاب را بخشود و به مومن فرمان داد. هرچه اصرار
کرد مومن بماند به جائی نرسید. سوار شد ورو براه نهاد. پادشاه جدائی اورا
با پاس تحمل کرد شاهدخت در عقب او زار میگریست ومیدید جانش میرود.
مومن وریدی بشهر پادشاه پنجاب رسیدند. پیش از آنکه مومن فرمان
بخشش باج را بشاه برساند در سر راه مردی را دید که از دیار خودش آمده بود
از شیرینو و برادرانش پرسید.
آن مرد که برادر شیرینوی او بود گفت: تا تو آمدی زیر دست خان به زیر
دستی آغاز کرد مادرت را از خانه بیرون کرد. گاوهای ترا در کشت زار
نمی گذاشت. گوسفندهای ترا از گرسنگی کشت. اوضاع ما درت قبیله را به
شور آورد. مردم بر زیر دست خان بر انگیخت. برادران شیرینو همگان
به زحمت دچار شدند. کشت های شان خساره مند شد مادرت هر قدر خواست
آنها را نجات بدهد قهر قبیله خاموش نشد مرافرستاد تا ترا جستجو کنم.
مومن گفت: من نخست از شیرینو پرسیدم! جواب داد: حال اونيك نبود دوری
تووخواری برادران اورا سخت بزحمت میداشت. جوانان قبیله گفته بودند
که اورا خواهند ربود و به مسکن مادرت که اکنون در دهکده دیگری زندگی
میکند خواهند آورد و تا تو بیائی او را در آنجا نگاهخواهند داشت. از ین رو
برادرانش يك لحظه از او دور نمی شدند وشب بستر او در بین هفت برا در
گسترده میشد واز او پاسبانی میکردند مومن چون این را شنید فرمان شاه
باجگیر را به ریدی داد،
(۷۲)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
