Machine transcription
بود . این دیوانه را رهبر گرفت. من ازرفتن او آگاه شدم ولی نتوانستم
او را بازدارم هر آنکو در پی دل میرود نتوان اورا بازداشت. او یگانه
فرزندمن بود و شما فراوان فرزندان دارید . این دختران عاقبت باجوانی
میر فتند و از شما دور میشدند . بیشتر ازین کاری نکرده اند که این همه
ملامت را برایشان و یادیگران گذارید . دختر کفهيست که برای بخشودن
بما داده شده اما مانندهر بخشی باید بجا باشد . نکوترین جای آن
همانست که خود میخواهد من آنچه میدانستم گفتم دیگر اختیار در کف
نیرومند پادشاه داد گر است چنانکه بفرمایند چنان کنیم.»
پادشاه وزیر را به آفرین بنواخت و آنگاه گفت : ای مردم من در میان
شما پیر شده ام . آیا پیرترین شما میتواند بمن بگوید که داد نکرده
و راه ستم پوئیده باشم؟ آرزوی فرزند نمیکردم برای آنکه مباداداد گر
نباشد و آنگاه بیداد اورا ستم من شمرید زیرا هرپدری را ازفرزندش
اگر نکو باشد بازشت میتوان پرسید و اگر زشت بار آید با و بپرسید .درختیکه
میوهٔ آن پرورده نباشد ازعلت عاری نیست. برای من اگر این آرزو
را برای جستن دل مردم پروردم همین شرمندگی بسنده است
که نتوانستم پدر فرزندی باشم که مردم مرا به آن بستایند .
اورا مانند هر ستمگر دیگری از دیار خود دور کردم واندو هگین نیستم
دختران شما درپی آرزوی خود شتافتند . این آرزو از آرزوی فرزندمن که
بر دیگران میخواست ستم کند فرق دارد . اینجا سخن ازدل است نه از کشور
ودل نیز کشوریست که باید آنرانگهداشت. من از فرزند گذشتم تاکشورم
راداشته باشم دختران شما از پدر گذشتند تا کشور دل را نگهدارند. بروید
و پادشاه دیگری را باز پرسید . آن پادشاه عشق وجوانی است .من باشما
گروه پیر نمیتوانم با این پادشاه که نیروی آن جوا نیست بجنگم . می ترسم
باین که داد شمارا بدهم بدیگران ستم روا دارم . اگر بیش ازین از من
بخواهید برمن جفا میکنید وچنانکه شاهان نباید بر مردم خود ستم کنند
(٥٥)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
