Machine transcription
بدرخت سیب نگریستند . شاه گفت . «آن در ویش مستمند سیب های
خودرا باز گرفت» . وزیر گفت : «آری اما سخت شیرین بودند . »
پتی چون از بت برون آمد بده کده رسید که دید باغ خرمی در آن
است . آنجا فرود آمد تا با همراهان بسنجد که کدام سو سفر کنند . کرم
و پر دل از پهلوانان بيپاك او بودند اما در حرف نیز بردیگران پیشی میکردند .
گفتند شب را درین منزل بگذاریم و پگاه براه افتیم . چون هر دو را آرزوی
رفتن به هندوستان بود به شهزاده گفتند : شاخه ئی سبزی را در زمین بخلا نیم
سحر گاه میل آن شاخه را بنگریم و بدانـو برویم . شهزاده پذیرفت در دل شب (كرم)
شاخه را بسوی هند مایل ساخت . بامدادان آهنگ هندوستان كردند .
نـمـاز دیگر در منزل دیـگـر ی فرودآمـدنـد. خیمه هـا ر افـرا شتند
و اسـپ هـــا ر ا ر هـا کر دند چـهـل خـیـمـه در آن ر یـگـز ا ر
بلند شد که در هر یکی پهلوانی خفته بود . چون دوپهره از شب بگذشت مردی
که پاسبانی میکرد جوانان را بیدار کرد . دیدند خیلی از سواران بسوی
شان می شتابد . آماده پیکار شدند چون سواران فرا رسیدند (پتی) در یافت
که (رايبا) بادوشیزه گان پر ستنده خویش خود را با او رسانیده است . فراوان
آتش افروختند و شادی كردند .
پگا ه هنوز بامداد رنگین بود که جانب هندوستان شدند .
روزی دیگر در شهر بت در چندین خانه مادران می گریستندوختران
خود را یاد میکردند این واقعه پدران را سخت ن گوار آمد . گردآمد ندونزد
پادشاه رفتند وداد خواستند که (پتی) ویارانش دوشیزه گان بت را ربوده
و آب مردم را ریخته اند .
پادشاه انديشناك شد و فرمان داد وزیر را بیاورند . چون و زیر بیامد
با ایشان گفت «ای مردم من یکی از شما هستم (رابياى) زیبا که او را (بلبل زرد)
می خوا ندید پیشتر از دختران شمارفته است اما من به پادشاه نگفتم که
فر زندش دختر مرار بوده است . دختر من دل داشت . دليکه ديوا نه محبت
(٥٤)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
