Machine transcription
حرفش را به آخر نرسانده بود که دیددیگر نمیتواند حرف بزند و لبهایش
بکشاید. هر لحظه سکوت بیشتر شده میرفت اشکی چند از چشمان دوشیزه
با کمال سکوت فرومی آمد آهسته آهسته اعضای او سست میشد میخواست فریاد
کند ولی توان آنرا نداشت . جوان لبهای خویش را بالبهای او گذاشته بود
تا آنکه هر دو محتاج تنفس شدند .
وقتی او گذاشت، دوشیزه که سرشک فرحت از دو چشمش روان بود
گفت: این تو بودی که موهای مرا سپید ساختی. ؟
جوان گفت: بلی این من بودم، که ترا بوسیده بودم .
سحرگاه، خورشید طلوع کرد . وقتی دختران جوان برای دیدن عروس
آمدند، دیدند موهای او دوباره سیاه شده است.
(٤٩)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
