Machine transcription
صحنه پنجم
پس از سه ماه در قراگاه اردو
حلمی: (در خیمه خود) نمیدانم بابای بزرگ چرا امر داد اینجا فرود آئیم ..؟ بیش از سه میل به شهر نمانده است.
یاور: - احمد شاه کبیر بهتر از ما میداند ... هنوز تازه شام شده است قشون میتوانست تا خفتن به شهر برسد.
حلمی: شاید نمیخواهد فتح درخشان خود را در ظلمت شب به شهر ببرد.
یاور: بلی، جز این شده نمیتواند...
حلمی: ولی کسانیکه وظیفه خود را انجام داده اند و بعد از يك سال فاتحانه به شهر خود وارد میشوند چه دلها که منتظر آنهاست. امشب در خانه سپاهیان انتظار وشوق حکومت میکند.
یاور:- آری ولی چه میشود؟ بهتر است آنها را مشتاق تر بیابیم.
حلمی:- شهر خبر دارد که قشون بازگشته است ولی ما هیچ نمیدانیم که در شهر چه خبر است.
یاور: همه کس شاد و خرم است.
حلمی: دلهای حزین نیز بی شمار است آنهائیکه منتظر فرزندان، شوهران و برادران شان نیستند...
یاور: ولی تا کنون کسی از کشتگان به صورت صحیح اطلاع ندارد...
حلمی: پس شب سختی بر شهر حکم فرماست. همه کس حزین است زیرا هر پدر و مادر از فرزند خود متوقع جانبازیست و او را مرده میشمرد...
یاور: آری...
حلمی:- امشب خوف و رجا باد لها بازی میکند. بهر صورت میتوانی بروی... یکبار خیمه ها را ببین و امر بابای بزرگ را به پهره داران برسان که هیچ فردی حق ندارد پیش از قشون بشهر برود.
یاور: اطاعت میکنم (خارج میشود)
(۱۷)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
