Machine transcription
( ٥ )
و فریاد کرد . سوقیات حجاج درین مملکت شبیه سوقیات فرعون در رودنیل
است' مطمئن باشید که این مملکت گورستان ابدی شما ست و دیگر ابداً
بملاقات خاندان خود نائل نخواهید شد بهتر است بعقب بر گردید و باستقامت
حجاج مارش کنید واورا از وطن خود طرد نمائید بیائید و بعبدالرحمن
بیعت کنید تا پیش رویم و این منم که برای نخستن بار با ایشمرد بیعت
میکنم ... یکی فریاد کرد منهم - دیگری منهم . دیگری من . والحاصل
در ساعتی عبدالرحمن فرمانروا و دشمن جدی حجاج بود ' عبدالرحمن
با کابلشاه درین موضوع تازه مفاهمه و قراری را امضاء کرد که در صورت
فتح برعلیه حجاج ' کابلشاه برای همیشه از اداء باج و خراج معاف' و در
صورت مغلوبیت عبدالرحمن پناه گاه او باشد البته رتبیل چنین خبری را
با منتهای شعف استماع و تصدیق کرد . عبدالرحمن سیستان مراجعه و با
اهالی از در شفقت پیش آمد و بعداز آنکه نمایندگان خودش چون عیاش
و عبدالله را در بست و زرنج مقرر نمود ' پیشدار خود عطیه بن عمر و العنبری
را امر حرکت بجانب عراق داد . و خودش با داوطلبان زابل و کابل و ذخائر
احتیاطی در عقب بحرکت افتاد . ولی همینکه عبدالرحمن بفارس رسید
آنقدر بقواء خویش مغرور شد که سهو کرد خلع خلیفه عبدالملک راهم
اعلان نمود و بـاینصورت تمام عالم عرب را برضد خود تحریک نمود . درهر
حال حجاج پیش بین بود و در موضع زاویه بصره باستقبال دشمن شتافت
و در جنگ سختی که اتفاق افتاد عبدالرحمن منهزماً بکوفه رفته و بعداز
ترتیب مجدد اردو در دیرالجماجم مکرراً با حجاج رزم داد و متجاوز از
هشتاد جنگ در سال ٨٣ هجری با او نمود ' معهذا در آخر کار عبد الرحمن
مغلوب و بسیستان پناهنده شد ' ده هزار عسکر حجاج او را تعقیب میکرد
لهذا عبدالله حاکم زرنج او را راه نداد' و عبدالرحمن بیست کشید ' عیاش
او را زیر نظارت گرفت تا به حجاج تسلیم کند' ولی رتبیل سوقیات فوری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
