Machine transcription
(٦٣٣)
می داد مرا زان لب نوشین بشتاب بر آب عنب نقل شکر از عناب
از بسکه بمن بررخ گل داد نبید چون نرگس خود کرد مرا مست و خراب
رفت از برمن چو نیر اندر پرتاب بگداخت مراچو توزی اندر مهتاب
چون دید که گشت زلف شب باز از تاب مهراست و سپهر و ابر و دریا و سحاب
از صبح چو تیغ شاه مشرق خندید خسرو ملک آن شاه که او را القاب
گردون بهزار دیده چون او بندید اندر سدقرن بلکه افزون ز حساب
ابو سراقہ عبدالرحمن پسر احمد بلخی
از ثنا خوانان شاهنشاه شرق یمین الدوله وامین المله محمود بود و از بلخ
برخاسته در اول پیشه اش نجاری بود.
در يك چکامه در مدح سلطان گوید :
چو محمود خسرو نبود و نباشد
فریپشه شاه سفر کرده بی مر
گهی سوی جیحون رود چون فریدون
گهی سوی سمت رود چون سکندر ظ
گهی تخت جیپال بردر بدارد
گهی چتر خاقان بیاویزد از سر
گهی را یتش را بروی ببینی
امین ملک خسرو هفت کشور
ابو محمد عبد الله بن محمد معروف به روده بلخی
از بزرگان بلخ و صدور خراسان بوده در این دولت زندگانی و تنعم داشت
او بیت های مستقل دارد که اگر مجموعه شود از ذوق دور نگردد:
گربر کشم این فروشده پای از گل هرگزندهم به هیچ نامردم دل
بی خوابی را بدیده بر بستم و زدیدن خواب بیهده ر ستم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
