Machine transcription
(٦٢٥)
درثنای مسعود گوید:
شاهی كه بدو هيچ ملك چير نباشد
شاهی كه شكارش بجز از شير نباشد
يك نيمة گيتی ستدو سير نباشد
تا نيمة ديگر ستد دير نباشد
اين يافتن ملك به شمشير نباشد
بايد كه خداوند جها ندار بود يار
امسال كه جنبش كند آن خسرو چالاك
روی همه گيتی كند از خارجيان پاك
تاروی بجنبش ننهد ابر شغب ناك
صافی نشود رهگذر سيل زخاشاك
تاباد بجنبد نبود خودز پشه باك
چون آتش برخيزد تيزي نكند خار
ای شاه توئی شاه جهان گذرانرا
ايزد بتو داد است زمين را و زمان را
بر دار تو از روی زمين قيصر و خان را
يك شاه بسنده بود اين مايه جها نرا
با ملك چه كار است فلان را و فلان را
خرس از در گلشن كن و خوك از در گلزار
و جای ديگر در وصف جلال وشكوه لشكريان غزنه گويد:
چون به لشكر گه او آئينه بر پيل زنند
شاه افريقيه را جامه فرونيل زنند
ملكی كش ملكان بوسه با كليل زنند
ميخ ديوار سرا پرده بصد ميل زنند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
