Machine transcription
(٦٢٤)
در روز گار سلطانی چون ابراهیم که از شاهان نيك محضر وعادل و کریم
بود شاعری چون مسعود سعد آزار یافت ومحبوس شد .
وی يك بار در عهد ابراهیم ويك بارهم در روز گار مسعود پسر ابراهیم
در زندان رفت شرح احوال مفصل ویرا در مقدمۀ دیوان او و در تذکره ها
وتواریخ به تفصیل نگاشته اند. زندان او قلعه نای ومولد او غزنی یا لا هور
بوده و شاید به این مناسبت که روز گار آخر زندگی او در لاهور گذشته اورا
لاهوری نیز میخوانند :
دریغا جوانی و آن روز گار که از رنج پیری دل آگه نبود
نشاط من از عیش کمتر نشد امید من از عمر کوته نبود
دران چاهم افگند گردون دون که از ژرفی آن چاه را ته نبود
بسا شب که در حبس بر من گذشت که بینای آن شب جزا کمه نبود
سیا هی سیاه ودرازی دراز که آنرا امید سحر گه نبود
ببندم لبا اميد وزبان مرا همه گفته جز حسبنا الله نبود
منوچهری
نام او احمد، کننیتش ابو النجم و نام پدرش قوصی و تخلص او منوچهریست
بر سر مولد او اختلاف است که از بلخ میباشد یا دامغان. در سال ٤١١ بدربار
سلطان محمود راه یافته و مورد عنایات بار گاه شاعر پرور غز نوی قرار
یافته است. عنصری ملك الشعرای آن بار گاه را مدح گفته اما عروج
شاعری وی در مدح سلطان مسعود وروزگار آن پادشاهست. قصایدی بس شیوا
و پخته دارد و تشبیهات و مصطلحات ادبیات عرب در ان بیشتر ديده ميشود
ومعلوم است این استاد در ادبیات عرب تبحر واحاطه کامل داشته مسمطهای
وی در ادبیات فارسی نظیری تا هنوز ندارد. خمریات یا عنبییات او قسمت مهم
شعرش را فرا گرفته تمام این چکامه ها بجزيك قسمت محدود در مدح مسعود
ووزرای وی سروده شده :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
