Machine transcription
(٥٨٤)
از غزا باز گشت بحال وی تاسف نمود اما آن وقت کار از دست رفته بود .
عوفی بر آنست که او در غزنی قصر بزرگی تعمیر کرد و مال فراوان بران
مصرف نمود مخبران سلطان را مطلع گردانیدند که او غلامی دارد رامش نام
که سخت زیبا می باشد سلطان آن غلام را از وی مطالبت کرد او گفت
سر من است و سر آن غلام ،سلطان اورا معاتب قرارداد و این عتاب را هر روز
می افزود وزیر نیز بجان آمد و بپای خود بزندان رفت و از انجا بسلطان
نوشت که مرا از این وزارت حبس نکوتر است سلطان گفت چون او خود
چنین خواسته چنین باشد و امر داد تا دارائی اورا ضبط کردند و بخزانه
سپردند و خودش در زندان جان سپرد عقیلی بر انست که علی خویشاوند باوی
دشمن بود و توطئه چید تاوی را بمدار سوکشد نزدسلطان دروغ گو بنمایاند .
راجع به فضیلت این وزیر نیز اختلاف موجود است برخی برانند که وی
علمیت نداشت و عربی را درست نمی نوشت و برخی این امر را فضیلت او
میدانند که او نخواست دیوان ها به عربی باشد و همه را بفارسی گردانید
و براساس این تعصب خواجه احمد بن حسن میمندی را نکوهش می کنند.
خواجه احمد بن حسن میمندی
وی از بزرگزادگان میوند بود میوند در سر راه قندهار و كرشك
واقع و یکی از شهرهای زیبا در کشور ما بوده است فرخی آب و هوای آنرا
به نکوئی وخرمی ستوده را کنون نیز خرابه های آن شهر برجای است
جنگ خونین مردان این کشور با سپاه انگلیس در این منطقه اتفاق افتاده و
مزار شهیدان افغان بر شهرت تا ریخی این شهر افزوده است .
حسن پدر خواجه احمد در روز گار سبکتگین عامل بست بود وخودش
باسلطان محمودغزنوی در كودكي يك جا پرورش یافته و برادر رضاعی سلطان بود
خواجه احمد در اول دبیردیوان خراسان وعامل ولایت بست ورخج و
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
