Machine transcription
(٥٨٣)
متوجه بودولی حکم پدر را رعایت می کرد و به وزارت او مخالفتی نمی نمود،
تا سال ٤٠١ بوزارت ادامه داد و دران سال از وزارت معزول گردید (۱) در سبب
عزل وی روایات مختلف است بعقیده نگارنده آنچه عتبی نگاشته رجحان
دارد و نمیشود دیگر فصولی را که در باره سلطان نوشته مورد قبول قرار
دهیم و این داستان را مردودا نگاشته افسانه را که عوفی در جوامع الحکایات
نگاشته بپذیریم :
ابو نصر عتبی می نگارد:
میگوید این خواجه بمال وجان رعایا دست دراز کرد و مال بسیار و خزاین
فراوان جمع کرد و ادارۀ ملک را تنها دران می دید که از مردم مطالبات
ناواجب کند بدین جهت خراسان معمور ویران گردید و مردم بینوا شدند
واز هیچ روزن دود بر نمی خاست هر گاه سلطان در این باره به وی عتاب
می کرد جواب های درشت میداد و از وزارت استعفاهی نمود وحبس وقتل خود
را ترجیح می داد ـ بزرگان روزگار نزد سلطان وسیله شدند و به وی نیز
داناندند که در استرداد آنهمه اموال قراری در دهد اما او به هیچ وجه تن
در نداد احمد ابن حسن میمندی در این باره سعی کرد باز هم مفید نیفتاد
و باختیار خود به قلعت غزنه رفت وخود را محبوس نمود سلطان نیز مجبور
شد که مال مردم را از وی بازستاند و در این بار بوی سخت گرفت در این
مواخذت از وی خط گرفتند که صدهزار دینار بخزانه بپردازد و سوگند
خورد که از صامت و ناطق و کثیر وقلیل آنچه دارد بخزانه تحویل کند
ورنه خونش مباح خواهد بود وی بادای این مبالغ مشغول بود که بعضی از
ودایع او پیش یکی از تجار ظاهر شد سلطان در این وقت به غزا رفته بود
عمال دولتی ابوالفضل را شکنجه نمودند تا دران شکنجه مرد ـ چون سلطان
(۱) ترجمه یمینی صفحه ٠٥٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
