BrowseTārīkh-i Afghānistān → page 614

Page 614

Tārīkh-i Afghānistān · pages 1–737


Page image — the source of record

Scanned page 614 of Tārīkh-i Afghānistān

Machine transcription

(569) بامان برد ختند فراشی درین گیر و دار يك نرگس دان مرصع كه دو هزار مثقال وزن داشت بالكند دونیمه كرد و در ساق (راندن) نها دو برفت سلطان آن حال را دید و از حیا و بزرگی منشی هیج نگفت و نا دیده انگاشت مهتر كارخانه هر كس را می خواست و تحقیق میکرد آخر آنها را بتازیانه گرفت چون صدا بگوش سلطان رسید بمیر كارخانه گفت بیگناهان را میازار آنكسی كه ببرد باز نخواهد داد و آنكس كه بدید غمازی نخواهد كرد. روزگاری سپری شد و آن فراش باغ و سر او زمین خرید و قبای مرقع پوشید روزی بر دست سلطان آب می افگند سلطان آهسته بوی گفت مردك از ان نرگس دان چیزش مانده جواب داد بخاك پای خداوند كه جمله خرچ شده و هیچ نمانده است. مبلغ دیگر سات فرمود و گفت خرچ كن چون نماند دیگر فرموده شود این حال با كسی مگوی تا در حق تو قصدی نكند.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i Afghānistān, page 614. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1198/614 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1198/614
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record