Machine transcription
(٥٩٤)
گردانیدند و از بالا خانه ها نجاسات و خاکستر بر سر ایشان ریختند و بالاخره
در پل يك طاق هر دو را آویختند .
فرشته علاوه میکند که سر سلطان را بریدند و در عراق نزد سنجر فرستادند (۱)
این خبر بان رعد در کهسار غور پیچید سلطان بهاء الدین به تعزیت برادر
مشغول میگشت و لشکری گران از غور و گرمسیر و غرجستان فراهم آورد چون
بحد گیلان (۲) رسید از شدت غیظ و خشم بیمار شد و در همان جا جان بجان
آفرین سپرد
بجای وی علاء الدین از غور حرکت و با سپاه گران قصد غزنی نمود بهرام شاه
نیز با عساکر خود بزمین داور رسید و به علاء الدین پیام داد که از جنگ باز
گردد و او را از پیلان خود ترسانید علاء الدین گفت اگر تو پیل داری من
خرمیل دارم سرانجام هر دو لشکر جنگ نمودند و دو مبارز غور زیر شکم پیل
درآمده بیکی از ان و ادر ید و دومی زیر پیل جان داد جنگ دوم نزديك تکین آباد
در موضعی که آنرا جوش آب گرم می گویند واقع شد. جنگ سوم در نزديك
غزنه واقع شد و شهر مفتوح گردید در این جنگ ها علاء الدین لباس سرخ پوشیده
بود که اگر زخمی شود چشم سپاهیانش بخون نیفتد و بی دل نشوند.
علاء الدین هفت شبانه روز غزنه را آتش در زد و امر داد که مردان را بکشند
وزنان را اسیر گردانند و حکم داد که مرده سلاطین را از قبرها بر آرند
وبسوزند مگر سلطان محمود و مسعود و ابراهیم را و مرده برادران خود را در تابوت
نهاد و به غور برد . و دوشب هفتم این بیت ها را در ستایش خود گفت و مطربان
را فرمود تا در پیش او بچنگ و چغانه در زدند .
(۱) بر اقوال منهاج سراج که نزديك ترین مورخان باین عصر است اعتماد کرده آنرا
متن قرار دادیم .
(۲) این کلمه را حبیبی در حواشی طبقات ناصری کیدان تصحیح نموده و مرا گمان
آنست که این همان جای می باشد که در نزديك پكتيا بنام حسن گیلان معروف است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
